تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٩ - تفسير تنها ما بر حقيم!
بشر در پرتو توحيد خالص و حق و عدالت، هر چند هر يك از آنها در مقطعهاى خاص زمانى خود وظائف و ويژگيهايى داشتند.
" و اگر سرپيچى كنند از حق جدا شدهاند" (وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما هُمْ فِي شِقاقٍ).
اگر آنها مسائل نژادى و قبيلگى و مانند آن را در مذهب دخالت ندهند، و همه پيامبران الهى را بدون استثنا به رسميت بشناسند آنان نيز هدايت يافتهاند در غير اين صورت حق را رها كرده و سراغ باطل رفتهاند.
كلمه" شقاق" در اصل به معنى شكاف و منازعه و جنگ است، و در اينجا بعضى آن را به كفر تفسير كردهاند و بعضى به گمراهى، و گاه به جدايى از حق و توجه به باطل، و همه اينها در واقع به يك حقيقت باز مىگردد.
بعضى از مفسران نقل كردهاند كه پس از نزول آيه قبل و ذكر حضرت مسيح در رديف ساير پيامبران جمعى از مسيحيان گفتند ما اين سخن را نمىپذيريم عيسى همچون ساير پيامبران نبود، او پسر خدا بود! آخرين آيه مورد بحث نازل شد و به آنها هشدار داد كه در گمراهى و كفر و شقاق هستند.
به هر حال در پايان آيه به مسلمانان دلگرمى مىدهد كه از توطئههاى دشمنان نهراسند مىگويد:" خداوند دفع شر آنها را از شما مىكند و او شنونده و دانا است" سخنانشان را مىشنود و از توطئههاشان آگاه است" (فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ).