تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٨ - ٤- ريشههاى ترس از مرگ
و اگر بنا شود نژاد پرستان جهان را ردهبندى كنيم بدون شك يهود در ردههاى بالا قرار خواهند گرفت، هم اكنون كشورى را كه آنها به نام" اسرائيل" تشكيل دادهاند بر مبناى همين مساله نژاد تاسيس شده، چه جنايتهاى هولناكى كه براى تشكيل آن مرتكب شدند، و چه جنايات وحشتناكى كه براى نگهدارى آن مرتكب مىشوند.
آنها حتى آئين موسى ع را در نژاد خود محصور ساختهاند، و اگر كسى از غير نژاد يهود بخواهد اين آئين را بپذيرد براى آنها جالب نيست، به همين دليل تبليغ و دعوت به سوى آئين خود در ميان اقوام ديگر نمىكنند.
همين وضع خاص آنها سبب شده كه در انظار جهانيان منفور گردند، چرا كه مردم دنيا كسانى را كه براى خود امتيازى بر ديگران قائل باشند هرگز دوست ندارند.
اصولا نژاد پرستى شعبهاى از شرك است و به همين دليل اسلام شديدا با آن مبارزه كرده و همه انسانها را از يك پدر و مادر مىداند كه امتيازشان تنها به تقوا و پرهيزكارى است.
بيشتر مردم از مرگ مىترسند و وحشت دارند و پس از تحليل و بررسى مىبينيم كه ريشه اين ترس را يكى از دو چيز تشكيل مىدهد:
١- بسيارى از مردم مرگ را به معنى فنا و نيستى و نابودى تفسير مىكنند و بديهى است كه انسان از فنا و نيستى وحشت دارد، اگر انسان مرگ را به اين معنى تفسير كند حتما از آن گريزان خواهد بود، و لذا حتى در بهترين حالات زندگى و در اوج پيروزى فكر اين مطلب كه روزى اين زندگى پايان مىيابد، شهد زندگى را در كام آنان زهر مىكند، و هميشه از اين نظر نگرانند.