تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣١ - ٦- تاثير معنوى شفاعت
٣- باز در حديث پر معنى ديگرى از امام صادق ع مىخوانيم:"
اذا كان يوم القيامه بعث اللَّه العالم و العابد، فاذا وقفا بين يدى اللَّه عز و جل قيل للعابد انطلق الى الجنة، و قيل للعالم قف تشفع للناس بحسن تاديبك لهم
":" در روز رستاخيز خداوند" عالم" و" عابد" را بر مىانگيزد به عابد مىگويد تنها به سوى بهشت رو اما به عالم مىگويد براى مردمى كه تربيت كردى شفاعت كن"! [١] در اين حديث پيوندى در ميان" تاديب عالم" و شفاعت او نسبت به شاگردانش" كه مكتب او را درك كردهاند ديده مىشود كه مىتواند پرتوى به روى بسيارى از موارد تاريك اين بحث بيفكند.
بعلاوه اختصاص شفاعت كردن به عالم و نفى آن از عابد نشانه ديگرى است از اين كه شفاعت در منطق اسلام يك مطلب قرار دادى و يا پارتىبازى نيست بلكه يك مكتب تربيتى است و تجسمى است از تربيت در اين جهان.
آنچه در مورد روايات شفاعت آورديم قسمت كمى از بسيار بود، كه بخاطر نكات خاصى كه متناسب با بحث مادر آنها بود انتخاب گرديد، و گر نه روايات شفاعت به مرحله تواتر رسيده است.
" نووى" شافعى [٢] در شرح" صحيح مسلم از" قاضى عياض" دانشمند معروف اهل تسنن نقل مىكند كه مىگويد شفاعت متواتر است [٣]
[١] اختصاص مفيد بنقل بحار ج ٣ ص ٣٠٥.
[٢] نام او يحيى بن شرف از علماى قرن هفتم هجرى است و چون در شهرك" نوى" نزديك دمشق متولد شد به نووى معروف است.
[٣] بحار جلد ٣ صفحه ٣٠٧.