تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٤ - تفسير به ديگران توصيه مىكنيد اما خودتان چرا؟!
[سوره البقرة (٢): آيات ٤٤ تا ٤٦]
أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتابَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ (٤٤) وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَكَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخاشِعِينَ (٤٥) الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ وَ أَنَّهُمْ إِلَيْهِ راجِعُونَ (٤٦)
ترجمه:
٤٤- آيا مردم را به نيكى (و ايمان به پيامبرى كه صفات او آشكارا در تورات آمده) دعوت مىكنيد، اما خودتان را فراموش مىنمائيد با اينكه شما خودتان كتاب (آسمانى) را مىخوانيد، آيا هيچ فكر نمىكنيد؟
٤٥- از صبر و نماز يارى جوييد (و با استقامت و كنترل هوسهاى درونى و توجه به پروردگار نيرو بگيريد) و اين كار جز براى خاشعان گران است.
٤٦- آنها كه ايمان دارند خداى خود را ملاقات مىكنند و به سوى او باز مىگردند.
تفسير: به ديگران توصيه مىكنيد اما خودتان چرا؟!
گرچه روى سخن در آيات فوق همچون آيات قبل و بعد، به بنى اسرائيل است، ولى مسلما مفهوم آن گسترده است و ديگران را نيز شامل مىشود.
به گفته مفسر معروف" طبرسى" در" مجمع البيان" علما و دانشمندان يهود قبل از بعثت محمد ص مردم را به ايمان به وى دعوت مىكردند و بشارت ظهورش را مىدادند ولى خود هنگام ظهور آن حضرت از ايمان آوردن خود دارى كردند.
و نيز همان مفسر بزرگ نقل مىكند كه بعضى از علماى يهود به بستگان خود كه اسلام آورده بودند توصيه مىكردند به ايمان خويش باقى و ثابت بمانند ولى خودشان ايمان نمىآورند.