تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٩ - ٢- چرا مثال به پشه؟
ساختن حقايق و دلنشين كردن مطالب مختلف دارد:
گاه مىشود ذكر يك مثال مناسب آن چنان راه را نزديك و" ميان بر" مىكند كه زحمت استدلالات فلسفى زيادى را از دوش گوينده و شنونده بر مىدارد.
و مهمتر اينكه: براى تعميم و گسترش مطالب پيچيده علمى در سطح عموم راهى جز استفاده از مثالهاى مناسب نيست.
نقش مثال را در خاموش كردن افراد لجوج و بهانهگير نيز نمىتوان انكار كرد.
و به هر حال تشبيه" معقول" به" محسوس" يكى از طرق مؤثر تفهيم مسائل عقلى است.
(البته همانگونه كه گفتيم مثال بايد مناسب باشد و گرنه گمراه كننده و به همان اندازه خطرناك و دور كننده از مقصد خواهد بود).
روى همين جهات در قرآن به مثالهاى زيادى برخورد مىكنيم كه هر يك از ديگرى جالبتر و شيرينتر و مؤثرتر است، چرا كه قرآن كتابى است براى همه انسانها در هر سطح و هر پايهاى از تفكر و معلومات، كتابى است در نهايت فصاحت و بلاغت [١]
گر چه بهانهجويان، خردى و كوچكى پشه يا مگس را وسيله استهزاء و ايراد به آيات قرآن قرار داده بودند، اما اگر آنها كمى انصاف و درك و شعور مىداشتند و در ساختمان اين حيوان بسيار كوچك مىانديشيدند مىفهميدند كه يك دنيا دقت و ظرافت در ساختمان آن به كار رفته كه عقل در آن حيران مىماند.
[١] در زمينه نقش مثال در زندگى انسانها ذيل آيه ١٧ سوره رعد بحث مشروحى آمده است (به جلد دهم تفسير نمونه صفحه ١٧٢ مراجعه فرمائيد)