ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٣ - رواياتى در باره رؤيت قلبى رسول الله
و در احتجاج از على بن الحسين (ع) روايتى طولانى آورده كه در ضمن آن فرمود: من فرزند كسى هستم كه بلند مرتبه بود، و بلند مرتبهتر مىشد، تا آنجا كه از سدرة المنتهى گذشت و نسبت به خداى تعالى آن قدر نزديك شد كه بيش از دو قوس و بلكه كمتر فاصله نماند[١].
مؤلف: اين معنا در روايات ائمه اهل بيت (ع) بسيار آمده.
و در الدر المنثور است كه ابن منذر و ابن مردويه، از ابى سعيد خدرى روايت كردهاند كه گفت: آن هنگام كه رسول خدا ٦ را شبانه به معراج بردند، آن قدر به پروردگارش نزديك شد كه فاصله نزديكىاش قاب دو قوس و بلكه نزديكتر شد، و آيا مىدانى كه قوس به زه آن چقدر نزديك است، بلكه از آن هم نزديكتر شد[٢].
و نيز در همان كتاب است كه ابن ابى حاتم و طبرانى و ابن مردويه، از ابن عباس روايت كردهاند كه در تفسير آيه(ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى) فرمود: منظور رسول خدا ٦ است كه به پروردگارش نزديك شد، و سپس سرازير گرديد[٣].
و در مجمع البيان است كه انس در روايتى كه اوائل سندش ذكر نشده گفته است:
رسول خدا ٦ در ذيل آيه(قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى) فرمود: يعنى بقدر دو ذراع يا كمتر از دو ذراع[٤].
و در تفسير قمى ذيل آيه(فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى) فرمود: اين وحى، وحى رو در رو بود، (به اين معنا كه كسى بين خدا و آن جناب واسطه نبود)[٥].
و در توحيد به سند خود از محمد بن فضيل روايت كرده كه گفت: من از حضرت ابى الحسن (ع) پرسيدم: آيا رسول خدا ٦ پروردگارش عز و جل را ديد؟ فرمود: بله اما با قلب خود ديد، مگر كلام خداى عز و جل را نشنيدى كه مىفرمايد:(ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى) پس به حكم اين آيه خدا را با چشم نديد، بلكه با قلب ديد[٦].
و در الدر المنثور است كه عبد بن حميد و ابن منذر و ابن ابى حاتم، از محمد بن كعب قرظى از بعضى از اصحاب رسول خدا ٦ روايت كردهاند كه
[١] احتجاج، ج ٢، ص ٣٩.
[٢] ( ٢ و ٣) الدر المنثور، ج ٦، ص ١٢٣.
[٣] ( ٢ و ٣) الدر المنثور، ج ٦، ص ١٢٣.
[٤] مجمع البيان، ج ٩، ص ١٧٣.
[٥] تفسير قمى، ج ٢، ص ٣٣٤.
[٦] توحيد، ص ١٦، ح ١٧، ط تهران.