ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٦١ - بحث روايتى رواياتى در باره ماجراى اخراج و تبعيد بنى النضير، و چشم پوشى انصار از غنائم آنان براى تقسيم بين مهاجرين
مرا به سوى طايفه بنى النضير فرستاد و دستور داد تا به ايشان سه شب مهلت دهم تا در اين سه شب از سرزمين خود كوچ كنند[١].
و نيز از محمد بن اسحاق روايت آورده كه گفت: بيرون كردن بنى النضير از قلعههايشان بعد از مراجعت رسول خدا ٦ از جنگ احد اتفاق افتاد، و فتح بنى قريظه بعد از مراجعتش از جنگ احزاب رخ داد، ولى نظر زهرى اين است كه اخراج بنى النضير شش ماه بعد از واقعه بدر، و زمانى اتفاق افتاد كه هنوز جنگ احد واقع نشده بود[٢].
باز از ابن عباس روايت كرده كه گفت: آيه شريفه (ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرى ... ) در باره اموال كفار اهل قرى نازل شد. و اهل قرى عبارت بودند از بنى النضير و بنى قريظه كه در مدينه بودند، و اهل فدك كه سرزمينى است در سه ميلى مدينه، و اهل خيبر و دهات عرينه و ينبع كه خداى تعالى اختيار اموال اينان را به رسول خدا ٦ سپرد، تا به هر نحوى كه خواست در آن حكم كند، و خبر داد كه تمامى اين اموال ملك شخصى او است، و لذا عدهاى اعتراض كردند كه چرا اين اموال را تقسيم نمىكند، در پاسخشان آيه مذكور نازل شد[٣].
و نيز در مجمع البيان از ابن عباس نقل شده كه گفت: رسول خدا ٦ در حادثه بنى النضير به انصار فرمود: اگر ميل داريد آنچه از مال و خانه و زمين داريد با مهاجرين تقسيم كنيد، و در غنائم بنى النضير هم با آنان شريك باشيد، و اگر بخواهيد مىتوانيد مال و خانه و زمين شما مال خودتان باشد، و غنائم بنى النضير تنها در بين مهاجرين تقسيم گردد. انصار در پاسخ گفتند: هم اموال و زمينهاى خود را با آنان تقسيم مىكنيم، و هم غنائم بنى النضير را به آنان واگذار مىنماييم، و از آن سهم نمىخواهيم. در اين مورد بود كه آيه شريفه(وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ ...) نازل گرديد[٤].
مؤلف: در ايثار انصار و اينكه آيه شريفه در باره آن نازل شده داستانهايى ديگر روايت شده. و ظاهرا همه اين روايات از باب تطبيق آيه بر يك واقعه و داستان بوده، نه اينكه آيه تنها در باره فلان قصه نازل شده باشد. معانى سابق در الدر المنثور به طرق بسيار مختلف نيز نقل شده[٥].
[١] مجمع البيان، ج ٩، ص ٢٥٨.
[٢] مجمع البيان، ج ٩، ص ٢٥٨.
[٣] ( ٣ و ٤) مجمع البيان، ج ٩، ص ٩٢٦٠.
[٤] ( ٣ و ٤) مجمع البيان، ج ٩، ص ٩٢٦٠.
[٥] الدر المنثور، ج ٦، ص ١٩٥.