ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٣١ - مقصود از تكذيب قوم ثمود به نذر
بر ما ندارد؟ نه، چنين چيزى هرگز شدنى نيست، و اينكه تعبير به القاء ذكر كرد، و نفرمود ا انزل الذكر عليه و يا تعبيرى نظير آن، براى اين بوده كه بفهماند چطور يك مرتبه و به عجله چنين شد- اينطور گفتهاند[١].
احتمال هم دارد منظور اين نباشد كه چرا او به چنين خصيصهاى اختصاص يافته، بلكه منظور اين باشد كه چرا ما مثل او مورد وحى قرار نگيريم؟ وقتى بنا باشد كه وحى به يك انسان كه مانند ساير انسانها است ممكن باشد، بايد نزول آن بر همه جايز و ممكن باشد، پس چه معنا دارد كه تنها بر او چيزى نازل شود، كه مىتواند بر همه نازل گردد، در نتيجه آيه شريفه نظير آيه در سوره شعراء است، كه مىفرمايد:(ما أَنْتَ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا)[٢].
(بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ)- كذاب يعنى دروغپرداز، و أشر يعنى پر افاده و متكبر.
مىگويند: او مىخواهد بدين وسيله بر ما بزرگى كند.
(سَيَعْلَمُونَ غَداً مَنِ الْكَذَّابُ الْأَشِرُ) اين جمله حكايت كلام خداى تعالى است به صالح (ع) همانطور كه دو آيه بعد هم دنبال همين كلام است.
و منظور از كلمه غد- فردا عاقبت است، (مثل اينكه به فارسى هم مىگوييم فردا كه پير شدى چنين و چنان مىشود در عربى هم مىگويند با امروز فردايى است) و خداى تعالى در اين جمله اشاره مىكند به عذابى كه به زودى بر آنان نازل مىشود، و آن وقت به عيان مىدانند كه كذاب و أشر، صالح است يا ايشان؟!(إِنَّا مُرْسِلُوا النَّاقَةِ فِتْنَةً لَهُمْ فَارْتَقِبْهُمْ وَ اصْطَبِرْ) اين آيه در مقام تعليل همان خبرى است كه داد، و فرمود: به زودى عذاب بر آنان نازل مىشود، و مفاد اين تعليل اين است كه: اينكه گفتيم به زودى عذاب بر ايشان نازل مىشود، علتش اين است كه ما بنا داريم چنين و چنان كنيم، و كلمه فتنه به معناى امتحان و ابتلاء است.
و معناى آيه اين است كه: ما- بر طريقه اعجاز- و به عنوان امتحان ايشان، ماده شترى را كه درخواست كردهاند خواهيم فرستاد، ايشان را منتظر بگذار، و بر آزار و اذيتشان صبر كن.
[١] روح المعانى، ج ٢٧، ص ٨٨.
[٢] تو نيستى بجز بشرى مثل ما، سوره شعراء، آيه ١٥٤.