ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٦٠٨ - مقصود از انشاء بشر(هو الذي أنشأكم )
است، كه با هيچ مقياسى نمىتوان عظمت آن را اندازهگيرى كرد.
و منظور از انشاى بشر صرف خلقت او نيست، بلكه منظور خلقت بدون سابقه او است، يعنى حتى در ماده هم سابقه نداشت، و در ماده چيزى به نام انسان نبود، هم چنان كه در آيه زير خلقت جسم و ماده بشر را سابقهدار مىداند، و از پديد آوردن جسمش تعبير به خلقت مىكند، ولى وقتى به خود او مىرسد از ايجادش تعبير به انشاء نموده، مىفرمايد:( وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً) ...(ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ )[١].
كه از آن فهميده مىشود انسان سميع و بصير، و متفكر شدن مضغه به وسيله تركيب شدن نفس بشر با آن مضغه، خلقتى ديگر است، و سنخيتى با خلقت انواع صورتهاى مادى قبل، يعنى صورت خاكى و گلى و نطفهاى و علقهاى و مضغهاى ندارد، اينها همه اطوارى است كه ماده انسان به خود گرفته، و اما خود انسان داراى شعور در هيچ يك از اين اطوار وجود نداشته، و شبيه به هيچ يك از آنها نيست، و اين همان انشا است.
و نظير آيه سوره مؤمنون(وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ إِذا أَنْتُمْ بَشَرٌ تَنْتَشِرُونَ)[٢] است، (كلمه اذا- ناگهان را از نظر دور نداريد).
پس اينكه فرمود:(هُوَ الَّذِي أَنْشَأَكُمْ) اشاره است به خلقت انسان، و جمله(وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ) اشاره است به مجهز شدن انسان به جهاز حس و فكر[٣]، و منظور از جعل، جعل انشايى سمع و بصر و افئده است، هم چنان كه جعل نفس آدمى انشايى است، و در جاى ديگر در باره انشايى بودن آنها فرموده(وَ هُوَ الَّذِي أَنْشَأَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا ما تَشْكُرُونَ)[٤].
[١] ما انسان را از چكيدهاى از گل آفريديم، سپس او را نطفه كرده در جايى محفوظ قرار داديم، سپس نطفه را علقه خلق كرديم، و علقه را مضغه خلق كرديم ... و سپس او را موجودى ديگر انشا نموديم.
سوره مؤمنون، آيات ١٢- ١٤.
[٢] و يكى از نشانههاى ربوبيت منحصره او اين است كه شما را از خاك خلق كرد، و سپس ناگهان بشرى شديد، و منتشر گشتيد. سوره روم، آيه ٢٠.
[٣] پنج جهاز براى حس مىباشد: لامسه ، ذائقه ، شامه ، سامعه ، و باصره و پنج جهاز نيز براى حواس باطنى، كه همه ابزار فكرند مىباشد: حس مشترك ، خيال ، واهمه ، حافظه و متصرفه - مترجم.
[٤] او كسى است كه براى شما سمع و أبصار و افئده انشا كرد، و چه اندك است شكر شما.