ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٩٢ - موارد استعمال سمع و وجه اينكه دوزخيان در جواب فرشتگان گفتند لو كنا نسمع أو نعقل
از آنكه اعتراف كردند- مىگويند: شما در ضلالتى روشن بودهايد. ولى اين احتمال و همچنين احتمال ديگرى كه بعضى[١] دادهاند كه: جمله مذكور كلام ملائكه نامبرده از زبان پيامبران آن كفار باشد، از سياق آيه بعيد است.
[موارد استعمال سمع و وجه اينكه دوزخيان در جواب فرشتگان گفتند:(لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ...)]
(وَ قالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فِي أَصْحابِ السَّعِيرِ) كلمه سمع گاهى در معناى شنيدن صدا و سخن اطلاق مىشود، و گاهى در غرضى كه عقلا از شنيدن سخن دارند، و غرض عقلا از شنيدن سخن اين است كه به مقتضاى آن ملتزم شوند، اگر مقتضاى آن اين است كه كارى را انجام دهند يا ترك كنند انجام داده و يا ترك كنند، و اما ماده عقل بيشتر در نيروى تشخيص خير از شر و نافع از مضر استعمال مىشود، البته گاهى هم در غايت و غرض از اين تشخيص به كار مىرود، و غرض از تشخيص خير و شر اين است كه آدمى به مقتضاى آن عمل كند، و به آن ملتزم و معتقد باشد، در مقام به دست آوردن خير و نافع برآيد، و شر و مضر را ترك كند. آيه شريفه زير، عقل و سمع را در غرض از عقل و سمع استعمال كرده، مىفرمايد:(لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ)[٢]، چون معناى اين كلام اين است كه با اين وسائل درك، مطالب را درك مىكنند، ولى به مقتضاى آن ملتزم نيستند، و عمل نمىكنند.
و چون بيشتر مردم تنها از نيروى سمع استفاده مىكنند، نه از نيروى عقل، چون از درك دقائق امور و ادراك حقيقت آن و راهيابى به مصالح و مفاسد واقعى عاجزند، و از نيروى عقل تنها خواص از مردم بهرهمند مىشوند، لذا در آيه اول كلمه نسمع را و سپس نعقل را آورد.
(لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ)- منظور از سمع ، استجابت دعوت رسولان، و التزام به مقتضاى سخن ايشان است، كه خيرخواهان امينند، و منظور از عقل ، التزام به مقتضاى دعوت به حق ايشان است، تا آن را تعقل كنند و با راهنمايى عقل بفهمند كه دعوت ايشان حق است، و بايد انسان در برابر حق خاضع شود.
و معناى آيه اين است كه: دوزخيان در پاسخ فرشتگان مىگويند: اگر ما در دنيا رسولان را در نصايح و مواعظشان اطاعت كرده بوديم، و يا حجت حق آنان را تعقل مىكرديم،
[١] تفسير ابى سعود، ج ٦، ص ٥.
[٢] دل و عقل دارند، ولى با آن نمىفهمند، و چشم دارند با آن نمىبينند و گوش دارند با آن نمىشنوند، آنان چون چارپايان و بلكه گمراهتر از آنهايند. سوره اعراف، آيه ١٧٩.