ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٧٠ - بحث روايتى رواياتى در ذيل آيات نخست سوره تحريم و شان نزول آن آيات
كنند زيانكارند.
آن گاه گفت: و منزل من در مدينه در محله عوالى بود، و مرا همسايهاى از انصار بود، كه با او نوبت گذاشته بودم، يك بار او به خدمت رسول خدا ٦ مىرفت و خبر وحى و اخبار ديگر را براى من مىآورد، و يك نوبت من مىرفتم. در اين بين چند روزى داشتيم با آن همسايه صحبت مىكرديم، كه قبيله غسان دارند اسبهاى خود را نعل مىكنند كه به جنگ ما بيايند، روزى به طرف خانه آمد و درب خانه مرا كوبيد و گفت: حادثه مهمى رخ داده، پرسيدم: آيا قبيله غسان آمده؟ گفت نه، حادثهاى كه از حمله غسان مهمتر است، و آن اين است كه رسول خدا ٦ زنان خود را طلاق داده. من در دلم گفتم اى داد و بيداد حفصه دخترم بيچاره شد، و من اين را هميشه پيش بينى مىكردم كه رسول خدا ٦ نتواند با دختر من زندگى كند، و سرانجام او را طلاق دهد، همين كه نماز صبح را خوانديم، لباس خود را پوشيدم و به طرف خانه حفصه روان شدم، ديدم حفصه گريه مىكند. پرسيدم آيا رسول خدا ٦ تو را طلاق داد؟ گفت: نمىدانم، ولى از من كناره گيرى كرده و در مشربه (نام باغى است كه ماريه در آن منزل داشت، و به همين مناسبت آن باغ را مشربه ام ابراهيم مىگفتند) عزلت گزيده. من به طرف مشربه رفتم، در آنجا به غلامى سياه برخوردم، گفتم از رسول خدا ٦ اجازه بگير داخل شوم غلام سياه برگشت و گفت اجازه گرفتم، ليكن حضرت چيزى نفرمود، ناگزير به طرف مسجد رفتم و پيرامون مسجد جمعيتى را ديدم كه مىگريستند، پهلوى آنها نشستم.
ولى نتوانستم خود را آرام كنم، دوباره برخاستم نزد غلام سياه آمده گفتم برايم اجازه بگير. غلام به درون رفت و برگشت، و گفت اجازه گرفتم، ليكن حضرت چيزى نگفت، همين كه خواستم برگردم، غلام صدايم زد كه برگرد و داخل شو، حضرت اجازه فرمودند، داخل منزل شدم ديدم رسول خدا ٦ به حصيرى تكيه كرده و خشونت حصير در بدنش اثر گذاشته. عرض كردم: يا رسول اللَّه آيا زنان خود را طلاق گفتهاى؟ فرمود: نه، عرض كردم: اللَّه اكبر، يا رسول اللَّه ما مردم قريش همواره مسلط بر زنان خود بوديم، از روزى كه وارد مدينه شدهايم زنان ما بد هوا شدهاند، چون در مدينه زنان بر مردان مسلطند، روزى من به همسرم خشم كردم، ولى او بدون اينكه پروايى داشته باشد و به خشم من اعتنايى بكند با من گفت و شنود و نشست و برخاست كرد، من به او پرخاش كردم كه مثلا چقدر پررويى گفت: پررويى ندارد، به خدا سوگند زنان رسول خدا ٦ همينطورند، اگر كدورتى پيش بيايد بيشتر از يك روز طول نمىكشد، شبش با آن حضرت گفت و شنود