ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٣٦ - چند روايت در باره تقوى، توكل و كفايت خداوند، در ذيل آيه شريفه و من يتق الله يجعل له مخرجا
از اين اعمال را مرتكب شود، مرد مىتواند او را از خانه خود خارج سازد[١].
و در كافى به سند خود از وهب بن حفص، از يكى از دو امام صادق و باقر (ع) روايت آورده كه در باره زن طلاقى كه در عده است فرموده: عدهاش را در خانهاش نگه مىدارد، و در آن ايام زينت خود را براى شوهرش ظاهر مىسازد،(لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْراً) تا شايد خداى تعالى دوباره محبت وى را در دل شوهرش بيفكند، و نفرت و كينه او را از دل شوهرش بيرون سازد[٢].
[چند روايت در باره تقوى، توكل و كفايت خداوند، در ذيل آيه شريفه:(وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً ...)]
مؤلف: در اين معانى و معانى جمله جمله دو آيه مورد بحث روايات ديگرى از ائمه اهل بيت (ع) رسيده است.
و باز در آن كتاب به سند خود از معاوية بن وهب، از امام صادق (ع) روايت آورده كه فرمود: كسى كه خداى تعالى سه چيز به او داده باشد، از سه چيز ديگرش دريغ نمىدارد: كسى كه توفيق دعايش داده باشند از اجابت دعايش دريغ نمىدارند، و كسى كه توفيق شكرش دادند از زيادتر كردن نعمتش دريغ نمىدارند، و كسى كه نعمت توكلش دادند از موهبت كفايتش مضايقه نمىكنند.
آن گاه فرمود: آيا كتاب خداى عز و جل را خواندهاى كه مىفرمايد: (وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ)- كسى كه بر خدا توكل كند او وى را كافى خواهد بود ،( لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ)- به طور قطع اگر شكرگزارى كنيد نعمتتان را زياد مىكنم ، و( ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ)- بخوانيد مرا تا اجابت كنم شما را [٣].
و نيز در همان كتاب به سند خود از محمد بن مسلم روايت آورده كه گفت: از امام صادق (ع) از كلام خداى عز و جل پرسيدم كه مىفرمايد:(وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ)، فرمود: يعنى در دنيايش به او اين چنين رزق مىدهد[٤].
و در الدر المنثور است كه: عبد بن حميد و ابن جرير و ابن ابى حاتم، از سالم بن ابى الجعد، روايت كردهاند كه گفت: اين آيه، يعنى آيه(وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ ...) در باره مردى از قبيله اشجع نازل شد كه دچار فقر و بلايى شده بود، دشمن پسرش را اسير گرفته بود، نزد رسول خدا ٦ شد، حضرت فرمود: اتق اللَّه و اصبر- از خدا بترس و صبر كن و
[١] تفسير قمى، ج ٢، ص ٣٧٤.
[٢] كافى، ج ٦، ص ٩١، ح ١٠.
[٣] اصول كافى، ج ٢، ص ٥٣، ح ٦.
[٤] نور الثقلين، ج ٥، ص ٣٥٥ به نقل از كافى.