ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٤٣ - بحث روايتى رواياتى در باره نزول آيه كتب الله لأغلبن أنا و رسلي ، حب و بغض فى الله، و روح ايمان
بحث روايتى [رواياتى در باره نزول آيه:(كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلِي)، حب و بغض فى اللَّه، و روح ايمان]
در مجمع البيان در تفسير آيه(كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلِي) مىگويد: روايت شده كه مسلمانان وقتى ديدند كه خداى تعالى فتوحاتى نصيبشان كرد، به يكديگر گفتند: به زودى خدا روم و فارس را هم برايمان فتح خواهد نمود. منافقين گفتند: شما خيال كردهايد كه روم و فارس مانند ديگر شهرهايى است كه بر آنها غلبه يافتهايد؟ و خداى تعالى در پاسخشان اين آيه را نازل كرد[١].
مؤلف: ظاهرا اين حديث از باب تطبيق آيه بر داستان مذكور مىباشد، نه اينكه آيه در خصوص اين داستان نازل شده باشد. و نظائر اين تطبيق در ميان احاديث مربوط به شان نزول بسيار است، و از همين باب است كه در روايات آمده آيه شريفه(لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ) در باره ابى عبيدة بن جراح نازل شده، كه پدرش را در جنگ بدر كشت[٢]. و در بعضى از روايات آمده كه در شان پدر ابو بكر نازل شده كه وقتى به رسول خدا ٦ ناسزا گفت پسرش ابو بكر چنان بر سرش كوبيد كه به زمين افتاد، و آيه نامبرده در شان وى نازل شد[٣]. و در بعضى ديگر آمده كه: در شان عبد الرحمن بن ثابت بن قيس بن شماس نازل شده كه از رسول خدا ٦ اجازه خواست به زيارت دايىاش كه از مشركين بود برود، و حضرت اجازهاش داد. همين كه برگشت و رسول خدا ٦ وارد شد حضرت و مسلمانانى كه در اطراف آن جناب بودند اين آيه را برايش خواندند[٤].
ليكن هيچ يك از اين روايات با سياق و مضمون آيات مورد بحث نمىسازد، براى اينكه آيه مورد بحث جداى از ساير آيات قبل و بعدش نيست، و اتصالى روشن به آنها دارد.
و در الدر المنثور است كه طيالسى و ابن ابى شيبه از براء بن عازب، روايت كردهاند كه گفت: رسول خدا ٦ فرمود: محكمترين و مورد اعتمادترين دستاويزهاى ايمان، حب در راه خدا، و بغض در راه خدا است[٥].
و در كافى به سند خود از ابان بن تغلب از امام صادق (ع) روايت كرده كه
[١] مجمع البيان، ج ٩، ص ٢٥٥.
[٢] ( ٢ و ٣ و ٤) الدر المنثور، ج ٦، ص ١٨٦.
[٣] ( ٢ و ٣ و ٤) الدر المنثور، ج ٦، ص ١٨٦.
[٤] ( ٢ و ٣ و ٤) الدر المنثور، ج ٦، ص ١٨٦.
[٥] الدر المنثور، ج ٦، ص ١٨٧.