ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣١٨ - بحث روايتى(رواياتى در باره شان نزول آيات مربوط به ظهار)
سپس اضافه كرده است: رسول خدا ٦ فرستاد به دنبال آن زن، و به وى فرمود برو شوهرت را بياور. زن شوهرش را آورد. حضرت به او فرمود: آيا تو به همسرت چنين و چنان گفتهاى؟ عرضه داشت: بله گفتهام تو بر من حرامى همانطور كه پشت مادرم حرام است. رسول خدا ٦ فرمود خداى تعالى در باره كار تو و همسرت، قرآنى (آياتى) نازل كرده، و آيات را برايش خواند:( بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجادِلُكَ فِي زَوْجِها)- تا جمله-(إِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ ). بنا بر اين همسرت را به خانه ببر، زيرا تو سخنى منكر و نامشروع گفتهاى، و خدا از جرمت گذشت، و ديگر چنين كارى را تكرار مكن.
راوى مىگويد: مرد برگشت، در حالى كه از آنچه به همسرش گفته بود پشيمان بود، و خداى تعالى براى اينكه مؤمنين دچار چنين ندامتى نشوند، اين آيه را فرستاد: كسانى كه همسر خود را ظهار مىكنند، و پشيمان مىشوند ... يعنى از اين به بعد، و بعد از آنكه اين مرد چنين كرد و خدا او را عفو فرمود، اگر كسى چنين كند، بر او واجب مىشود قبل از همخوابگى با همسرش بردهاى آزاد كند.(ذلِكُمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ)، و اگر كسى نمىتواند برده آزاد كند، قبل از تماس دو ماه پى در پى روزه بگيرد، و كسى كه استطاعت اين را هم ندارد شصت مسكين را طعام دهد. آن گاه فرمود: خداى تعالى عقوبت كسى را كه بعد از اين نهى ظهار كند اين خصال قرار داده و فرموده:(ذلِكَ لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ) يعنى اين است حد ظهار- تا آخر حديث[١].
مؤلف: اين آيه با در نظر گرفتن سياقش و مخصوصا مضمون جمله آخرش كه مساله عفو و مغفرت را آورده، با مضمون اين حديث بهتر مطابقت دارد، و حديث از حيث سند هم عيبى ندارد، چيزى كه هست با ظاهر خود عبارت آيه كه مىفرمايد:(وَ الَّذِينَ يُظاهِرُونَ مِنْ نِسائِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِما قالُوا) سازگار نيست، براى اينكه از ظاهر آيه برمىآيد كه شوهرش پشيمان شده، و روايت مىگويد: شوهرش پشيمان نشد، بلكه زن او اعتراض كرده.
[١] تفسير قمى، ج ٢، ص ٣٥٣.