ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣١ - معناى آيه أم عندهم الغيب فهم يكتبون و أم يريدون كيدا
(أَمْ لَهُمْ سُلَّمٌ يَسْتَمِعُونَ فِيهِ فَلْيَأْتِ مُسْتَمِعُهُمْ بِسُلْطانٍ مُبِينٍ) كلمه سلم به معناى نردبان چند پله است كه به وسيله آن به بام و يا هر نقطهاى بلند، بالا مىروند. و كلمه استماع در اينجا متضمن معناى صعود هم هست، و كلمه سلطان به معناى حجت و برهان است.
و معناى آيه اين است كه: نه، بلكه مىگوييم نكند اينان نزد خود نردبانى دارند كه با آن به آسمان صعود مىكنند، و با صعود خود، وحى آسمان را مىشنوند، آنچه به خودشان وحى مىشود مىگيرند و آنچه به تو و به ديگران وحى شده رد مىكنند و نمىپذيرند، پس اگر چنين نردبانى دارند، بگو آن شخصى كه با آن نردبان بالا آمده و مدعى شنيدن وحى است، دليل خود را بياورد.
(أَمْ لَهُ الْبَناتُ وَ لَكُمُ الْبَنُونَ) بعضى[١] گفتهاند: منظور از اين جمله اثبات بىعقلى ايشان است كه همان چيزى را كه از خدا نفى مىكردند به او نسبت مىدهند.
(أَمْ تَسْئَلُهُمْ أَجْراً فَهُمْ مِنْ مَغْرَمٍ مُثْقَلُونَ) راغب مىگويد: كلمه غرم - به ضمه غين و سكون راء- ضرر و خسارتى است كه انسان بدون اينكه جنايت و يا خيانتى مرتكب شده باشد، از مال خود بپردازد (در نتيجه كلمه مغرم به معناى چنين كسى خواهد بود)[٢]. و كلمه اثقال - به كسر همزه- مصدر باب افعال است كه اسم مفعول آن مثقل و جمع اين كلمه مثقلون مىآيد و اثقال به معناى تحميل ثقل، و كنايه است از مشقت.
و معناى آيه اين است كه: نه، بلكه مىپرسيم نكند تو از ايشان دستمزدى در مقابل تبليغ رسالتت مطالبه كردهاى، و ايشان براى تحمل اين خسارتى كه بدون جرم بايد بپردازند به زحمت افتادهاند؟
[معناى آيه:(أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ) و(أَمْ يُرِيدُونَ كَيْداً ...)]
(أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ) بعضى[٣] از مفسرين گفتهاند: مراد از غيب ، لوح محفوظ است، كه همه غيبها در- آن نوشته شده، و معنايش اين است كه: نه، بلكه مىگوييم نكند لوح محفوظ نزد ايشان باشد، و از آن نسخهبردارى نموده به مردم خبر مىدهند، و از آن جمله اين حرفهايى است كه به تو
[١] مجمع البيان، ج ٩، ص ١٦٨.
[٢] مفردات راغب، ماده غرم .
[٣] روح المعانى، ج ٢٧، ص ٣٨.