ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٠٨ - مراد از اولين و آخرين در آيه ثلة من الأولين و قليل من الآخرين و وصف نعمتهاى بهشتى مقربان از ايشان
نخواهد، و هيچ عملى نكند، مگر بر وفق اراده مولايش، و اين همان داخل شدن در تحت ولايت خدا است، پس چنين كسانى اولياء اللَّه نيز هستند، و اولياء اللَّه تنها همين طايفهاند.
(فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ)- يعنى هر يك نفر از اين مقربين در يك جنت نعيم خواهد بود، در نتيجه همه آنان در جنات النعيم هستند، آوردن جنات به صيغه جمع به اين اعتبار بوده، ممكن هم هست به اين اعتبار باشد كه هر يك نفر از مقربين در جنتهاى نعيم باشد، و ليكن اين احتمال از اين نظر بعيد است كه در آخر سوره صريحا مىفرمايد: مقربين هر يك در يك جنتند:(فَأَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ فَرَوْحٌ وَ رَيْحانٌ وَ جَنَّةُ نَعِيمٍ)[١].
در سابق هم مكرر گفتيم كه نعيم عبارت است از ولايت و جنت نعيم عبارت است از جنت ولايت، و اين نكته با مطلب چند سطر قبل ما هم تناسب دارد كه گفتيم: و اين همان داخل شدن به ولايت خدا است .
[مراد از اولين و آخرين در آيه:(ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ قَلِيلٌ مِنَ الْآخِرِينَ) و وصف نعمتهاى بهشتى مقربان از ايشان]
(ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ قَلِيلٌ مِنَ الْآخِرِينَ) كلمه ثلة - به طورى كه گفتهاند[٢]- به معناى جماعت بسيار انبوه است، و مراد از كلمه اولين امتهاى گذشته انبياى سلف است، و مراد از كلمه آخرين امت اسلام است، چون معهود از كلام خدا همين است، كه هر جا سخن از اولين و آخرين گفته منظورش از اولين، امتهاى گذشته، و از آخرين امت اسلام است، مانند آيهاى كه در همين سوره مىآيد و مىفرمايد:(أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ أَ وَ آباؤُنَا الْأَوَّلُونَ قُلْ إِنَّ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ لَمَجْمُوعُونَ إِلى مِيقاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ)، بنا بر اين معناى آيه مورد بحث اين شد كه: مقربين از امتهاى گذشته جمعيت بسيارى بودند، و از اين امت جمعيت كمترى.
با بيانى كه گذشت اين معنا روشن شد اينكه: بعضى[٣] از مفسرين گفتهاند مراد از اولين مسلمانان صدر اول اسلام، و مراد از آخرين مسلمانان آخر اين امت است تفسير صحيحى نيست.
(عَلى سُرُرٍ مَوْضُونَةٍ مُتَّكِئِينَ عَلَيْها مُتَقابِلِينَ) كلمه وضن به معناى بافتن است. بعضى[٤] هم گفتهاند: هر بافتنى را وضن نمىگويند، بلكه تنها بافتن زره را وضن مىگويند، و اگر در اينجا بافتن تخت را وضن
[١] سوره واقعه، آيه ٨٩.
[٢] روح المعانى، ج ٢٧، ص ١٣٤.
[٣] ( ٣ و ٤) روح المعانى، ج ٢٧، ص ١٣٥.
[٤] ( ٣ و ٤) روح المعانى، ج ٢٧، ص ١٣٥.