جهان بینی توحیدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٨
است یا نه ؟ به عبارت دیگر ، علاوه بر اینکه در حکمت الهی غایت را باید غایت فعل گرفت نه غایت فاعل ، و حکیم بودن خدا به معنی ایجاد بهترین نظام برای رسانیدن موجودات به غایات آنهاست نه به معنی فراهم کردن بهترین وسیله برای خروج خودش از نقص به کمال و از قوه به فعل و برای وصول به اهداف کمالیه خود - آری ، علاوه بر این - باید بدانیم که غایات افعال الهی غایات کلیه است نه غایات جزئیه ، غایت خلق آتش ، احتراق است به طور کلی ، نه فلان احتراق جزئی که احیانا به حال یک فرد مفید است و یا احتراق جزئی دیگر که احیانا به حال فرد دیگر زیانبار است . د . برای وجود یافتن یک حقیقت و واقعیت ، تنها فیاضیت و تام الفاعلیه بودن فاعل کافی نیست ، قابلیت قابل هم شرط است ، عدم قابلیت قابل در موارد زیادی منشا محرومیت برخی موجودات از برخی خیرات و کمالات میگردد . راز پیدایش برخی نقصها از قبیل جهلها و عجزها از نظر نظام کلی و جنبه ارتباط با واجب الوجود همین است . ه . خداوند متعال همان طور که واجب بالذات است ، واجب من جمیع الجهات است ، از این رو محال است که موجودی قابلیت وجود پیدا کند و از ناحیه او افاضه وجود نشود و امساک گردد . و . شرور و بدیها یا خود از سنخ نیستیاند ، مانند جهلها ،