جهان بینی توحیدی

جهان بینی توحیدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧

و دیگر " اولیت " یعنی مبدایت و منشایت و آفرینندگی اوست . او مبدا و خالق موجودات دیگر است ، موجودات همه " از او " هستند و او از چیزی نیست و به تعبیر حکما " علت اولی " است .
این اولین شناخت و اولین تصوری است که هر کس از خداوند دارد . یعنی‌ هر کس در مورد خداوند می‌اندیشد و به اثبات یا نفی و تصدیق یا انکار می‌پردازد ، چنین معنی و مفهومی در ذهن خود دارد که آیا حقیقتی وجود دارد که وابسته به حقیقتی دیگر نیست ، همه حقیقتها به او وابسته‌اند و از اراده او پدید آمده‌اند و او از اصل دیگری پدید نیامده است ؟ توحید ذاتی یعنی این حقیقت " دوئی " بردار و تعددپذیر نیست ، مثل و مانند ندارد ( « لیس کمثله شی‌ء ») [١] ، در مرتبه وجود او موجودی‌ نیست ( « و لم یکن له کفوا احد ») [٢] .
اینکه موجودی فرد یک نوع شمرده می‌شود ، مثلا حسن فردی از نوع انسان‌ است - و قهرا برای انسان ، افراد دیگر قابل فرض است - از مختصات‌ مخلوقات و ممکنات است ، ذات واجب الوجود از این معانی منزه و مبراست . و چون ذات واجب الوجود یگانه است ، پس جهان از نظر مبدا و منشا و از نظر مرجع و منتهی یگانه است . جهان نه از اصلهای متعدد پدید آمده و نه به اصلهای متعدد باز می‌گردد ، از یک اصل و از یک حقیقت پدید آمده ( « قل الله خالق کل شی‌ء ») [٣] و به همان اصل و همان حقیقت باز می‌گردد ( « الا الی الله »


[١] شوری / . ١١ [٢] توحید / [٤] [٣] رعد / . ١٦