جهان بینی توحیدی

جهان بینی توحیدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥

وجه که فطرت انسانی را - که شایستگی دعوت و تذکر به انسان می‌دهد - در همه قائل است . تفاوت دو گروه در این است که در عین اینکه " مقتضای‌ " پذیرش دعوت ، به حکم فطرت در هر دو گروه هست ، یک گروه از نظر روحی از یک مانع بزرگ یعنی منافع مادی موجود و امتیازات ظالمانه تحصیل‌ شده باید بگذرد ( گروه ملا و مترف ) ، اما گروه دیگر چنین مانعی جلوی راه‌ ندارد - و به قول سلمان : " نجی المخفون " ( سبکباران نجات یافتند ) - بلکه علاوه بر آنکه مانعی جلو راه پاسخگویی مثبت به فطرتشان نیست ، مقتضی علاوه‌ای دارند آن اینکه از وضع زندگانی سختی به وضع بهتری می‌رسند .
این است که اکثریت پیروان پیامبران مستضعفان‌اند ولی همواره پیامبران از میان گروه دیگر حامیانی به دست آورده و آنها را علیه طبقه و پایگاه‌ طبقاتی‌شان شورانیده‌اند ، همچنانکه گروهی از مستضعفان به صف دشمنان‌ انبیاء در اثر حکومت یک سلسله عادات و تلقینات و گرایشهای خونی و غیره پیوسته‌اند . قرآن دفاع فرعونها و ابوسفیانها را از نظام شرک آلود زمان خودشان - که احساسات مذهبی مردم را علیه موسی و خاتم النبیاء تحریک می‌کردند - به این معنی تلقی نکرده است که اینها چون وضع‌ طبقاتی‌شان آن بود جز آن نمی‌توانستند بیندیشند و خواستهای اجتماعی‌شان در آن عقاید متبلور شده بود ، بلکه تلقی قرآن این است که اینها دغلبازی‌ می‌کردند و در عین اینکه حقیقت را به حکم فطرت خدادادی می‌شناختند و درک‌ می‌کردند ، در مقام انکار برمی‌آمدند ( « و جحدوا بها و استیقنتها انفسهم ) [١] . قرن کفر آنها را " کفر جحودی " می‌داند ، یعنی انکار زبان در عین


[١] نمل / . ١٤