جهان بینی توحیدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠
مشهود و ملموس ماست ، دانشمندان دو گونه نظر دادهاند : برخی مدعی هستند که ابعاد جهان محدود است ، یعنی این جهان محسوس به جایی میرسد که در آنجا دیگر تمام میشود ، ولی برخی دیگر مدعی هستند که ابعاد جهان مادی ، نامحدود است و از هیچ طرف پایان نمیپذیرد ، جهان ماده ، اول و آخر و وسط ندارد . اگر ما جهان ماده و جسم را محدود بدانیم یک پرسش برای ما مطرح میشود و آن اینکه : آیا جهان مادی جسمانی یک است یا بیشتر ؟ ولی اگر جهان نامحدود باشد ، دیگر فرض جهان جسمانی دیگر غیر این جهان نامعقول است ، هر چه را که جهان دیگر فرض کنیم عین این جهان یا جزئی از این جهان است . این مثال مربوط است به جهان اجسام و وجودهای جسمانی که محدود و مشروط و مخلوق آفریده شدهاند و هیچ کدام واقعیتشان ، واقعیت مطلق و مستقل و قائم بالذات نیست . جهان مادی در عین اینکه از نظر ابعاد نامحدود است ، از نظر واقعیت محدود است و چون بنا به فرض از نظر ابعاد نامحدود است ، دوم برایش فرض نمیشود . خداوند متعال وجود نامحدود و واقعیت مطلق است و بر همه اشیاء احاطه دارد و هیچ مکان و زمانی از او خالی نیست و از رگ گردن ما به ما نزدیکتر است ، پس محال است که مثل و مانندی داشته باشد ، بلکه مثل و مانند برایش فرض هم نمیشود . بعلاوه ما آثار عنایت و تدبیر و حکمت او را در همه موجودات میبینیم و در سراسر جهان ، یک اراده واحد و مشیت واحد و نظم واحد مشاهده میکنیم و این خود نشان میدهد که جهان ما یک کانونی است نه دو کانونی و چند کانونی .