جهان بینی توحیدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩
نفی ثانی داشتن و نفی مثل و مانند داشتن است و توحید صفاتی به معنی نفی هرگونه کثرت و ترکیب از خود ذات است . ذات خداوند در عین اینکه به اوصاف کمالیه جمال و جلال متصف است ، دارای جنبههای مختلف عینی نیست . اختلاف ذات با صفات و اختلاف صفات با یکدیگر لازمه محدودیت وجود است . برای وجود لایتناهی همچنانکه دومی قابل تصور نیست ، کثرت و ترکیب و اختلاف ذات و صفات نیز متصور نیست . توحید صفاتی مانند توحید ذاتی از اصول معارف اسلامی و از عالیترین و پراوجترین اندیشههای بشری است که بخصوص در مکتب شیعی تبلور یافته است . در اینجا فقط به بخشی از یک خطبه نهجالبلاغه که هم تاییدی بر مدعاست و هم توضیحی برای این بخش است ، اشاره میکنیم . در اولین خطبه نهج البلاغه چنین آمده است : « الحمدلله الذی لا یبلغ مدحته القائلون و لایحصی نعماءه العادون ، و لا یؤدی حقه المجتهدون ، الذی لا یدرکه بعد الهمم ، و لا یناله غوص الفطن . الذی لیس لصفته حد محدود و لا نعت موجود » . . . سپاس ذات خدا را ، آن که ستایش کنندگان نتوانند به ستایش او برسند و شمارکنندگان نتوانند نعمتهای او را برشمارند و کوشندگان نتوانند حق بندگی او را ادا نمایند ، آن که همتها هر چه دور پروازی کنند ، کنه او را نیابند و زیرکیها هر اندازه در قعر دریاهای فطانت فرو روند به او نرسند ، آن که صفت او را حد و نهایتی و تغیر و تبدلی نیست . . . در این جملهها - چنانکه میبینیم - از صفات نامحدود خداوند یاد شده است . بعد از چند جمله میفرماید : « کمال الاخلاص له نفی الصفات عنه لشهادش کل موصوف انه »