جهان بینی توحیدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧١
جمله آخر این آیه که ناظر به این است که آنگاه که حکومت حق و خلافت
الهی برقرار میشود اهل ایمان از قید اطاعت هر جباری آزادند ، به این
صورت بیان شده که تنها مرا عبادت میکنند و شریکی برای من نمیسازند . از
این معلوم میشود که از نظر قرآن هر اطاعت امری عبادت است ، اگر برای
خدا باشد اطاعت خداست و اگر برای غیر خدا باشد شرک به خداست .
این جمله عجیب است که فرمانبرداریهای اجباری که از نظر اخلاقی به هیچ
وجه عبادت شمرده نمیشود از نظر اجتماعی عبادت شمرده میشود . رسول اکرم
( ص ) فرمود :
« اذا بلغ بنو العاص ثلثین اتخذوا مال الله دولا و عباد الله خولا و دین
الله دخلا » [١] .
هرگاه اولاد عاص بن امیه ( جد مروان حکم و اکثریت خلافای اموی ) به سی
تن رسد ، مال خدا را میان خود دست به دست میکنند ، بندگان خدا را بنده
خود قرار میدهند و دین خدا را مغشوش میسازند .
اشاره است به ظلم و استبداد امویان . بدیهی است که امویان نه مردم را
به پرستش خود میخواندند و نه آنها را مملوک و برده خود ساخته بودند ،
بلکه استبداد و جباریت خود را بر مردم تحمیل کرده بودند . رسول خدا ( ص
) با آیندهنگری الهی خود ، این وضع را نوعی شرک و رابطه " رب و مربوبی
" خواند .
[١] شرح ابن ابی الحدید بر نهج البلاغه ، شرح خطبه . ١٢٨