جهان بینی توحیدی

جهان بینی توحیدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١

ج نظریه رئالیستی

این نظریه معتقد است که آنچه انسان را از نظر فردی و اجتماعی تقسیم و تجزیه می‌کند و عامل اصلی تفرقه و تکثیر انسان است ، تعلق انسان به اشیاء است نه تعلق اشیاء به انسان . اسارت انسان ناشی از " مملوکیت " اوست و نه " مالکیتش " . از این رو برای عامل تعلیم و تربیت ، انقلاب اندیشه ، ایمان ، ایدئولوژی و آزادی معنوی نقش اول را قائل است‌ ولی معتقد است که انسان همچنانکه ماده محض نیست ، روح محض هم نیست . معاش و معاد ، توام با یکدیگرند . جسم و روان در یکدیگر تاثیر متقابل‌ دارند . در همان حال که باید با عوامل روحی و روانی تفرقه در پرتو توحید در عبادت و حق پرستی مبارزه کرد ، باید با عوامل تبعیض ، بی‌عدالتیها ، محرومیتها ، ظلمها ، اختناقها ، طاغوتها ، غیر خدا را " رب گرفتن " ها به شدت جنگید . اسلام چنین منطقی دارد . اسلام که ظهور کرد ، در آن واحد به دو دگرگونی و انقلاب و دو حرکت دست زد . اسلام نگفت تبعیضها ، بی‌عدالتیها یا مالکیتها را از بین ببرید خود به خود همه چیز درست می‌شود ، و نگفت درون‌ را اصلاح کنید و به برون کار نداشته باشید ، اخلاق را بسازید اجتماع خود به‌ خود ساخته می‌شود ، اسلام در آن واحد که ندای توحید روانی و درونی در پرتو ایمان به خداوند متعال و یگانه پرستی ذات یگانه او را داد ، فریاد توحید اجتماعی در پرتو جهاد و مبارزه با ناهمواریهای اجتماعی را بلند کرد . این‌ آیه کریمه قرآن که مانند ستاره در آسمان توحید انسانی می‌درخشد و