جهان بینی توحیدی
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
جهان بینی توحیدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١
ج نظریه رئالیستی
این نظریه معتقد است که آنچه انسان را از نظر فردی و اجتماعی تقسیم و تجزیه میکند و عامل اصلی تفرقه و تکثیر انسان است ، تعلق انسان به اشیاء است نه تعلق اشیاء به انسان . اسارت انسان ناشی از " مملوکیت " اوست و نه " مالکیتش " . از این رو برای عامل تعلیم و تربیت ، انقلاب اندیشه ، ایمان ، ایدئولوژی و آزادی معنوی نقش اول را قائل است ولی معتقد است که انسان همچنانکه ماده محض نیست ، روح محض هم نیست . معاش و معاد ، توام با یکدیگرند . جسم و روان در یکدیگر تاثیر متقابل دارند . در همان حال که باید با عوامل روحی و روانی تفرقه در پرتو توحید در عبادت و حق پرستی مبارزه کرد ، باید با عوامل تبعیض ، بیعدالتیها ، محرومیتها ، ظلمها ، اختناقها ، طاغوتها ، غیر خدا را " رب گرفتن " ها به شدت جنگید . اسلام چنین منطقی دارد . اسلام که ظهور کرد ، در آن واحد به دو دگرگونی و انقلاب و دو حرکت دست زد . اسلام نگفت تبعیضها ، بیعدالتیها یا مالکیتها را از بین ببرید خود به خود همه چیز درست میشود ، و نگفت درون را اصلاح کنید و به برون کار نداشته باشید ، اخلاق را بسازید اجتماع خود به خود ساخته میشود ، اسلام در آن واحد که ندای توحید روانی و درونی در پرتو ایمان به خداوند متعال و یگانه پرستی ذات یگانه او را داد ، فریاد توحید اجتماعی در پرتو جهاد و مبارزه با ناهمواریهای اجتماعی را بلند کرد . این آیه کریمه قرآن که مانند ستاره در آسمان توحید انسانی میدرخشد و