جهان بینی توحیدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٩
مثل زیر و رو شدن یک برگ .
مرز توحید و شرک در توحید عملی " به سوی اویی " است ( « انا الیه
راجعون ») . توجه به هر موجود - اعم از توجه ظاهری و معنوی - هرگاه به
صورت توجه به یک راه برای رفتن به سوی حق باشد و نه یک مقصد ، توجه به
خداست . در هر حرکت و مسیر ، توجه به راه از آن جهت که راه است و
توجه به علامتها و فلشها و نشانههای راه برای گم نشدن و دور نیفتادن از
مقصد از آن جهت که اینها علامتها و نشانهها و فلشها هستند ، " به سوی
مقصد " بودن و " به سوی مقصد رفتن " است .
انبیاء و اولیاء راههای خدا هستند : " « انتم السبیل الاعظم و الصراط
الاقوم » " [١]
آنان علامتها و نشانههای سیر الی الله هستند : " « و اعلاما لعباده و
منارا فی بلاده و ادلاء علی صراطه » " [٢] .
هادیان و راهنمایان به سوی حق میباشند : " « . . . الدعاش الی الله و
الادلاء علی مرضاش الله » " [٣] .
پس مساله این نیست که توسل و زیارت و خواندن اولیاء و انتظار کاری
مافوق الطبیعی از آنها شرک است ، مساله چیز دیگر است .
اولا باید بدانیم انبیاء و اولیاء چنین صعودی در مراتب قرب الهی
کردهاند که از ناحیه حق تا این حد مورد موهبت واقع شده باشند یا نه ؟ از
قرآن کریم استفاده میشود که خداوند به پارهای از بندگان خود چنین مقامات
و درجاتی عنایت کرده است [٤] .
[١] و٢و٣ از فقرات زیارت جامعه کبیره . [٤] رجوع شود به رساله و لاء ها و ولایتها از مؤلف .