جهان بینی توحیدی

جهان بینی توحیدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨

منبسط بودیم و یک گوهر همه
بی‌سر و بی‌پا بدیم آن سر همه
یک گهر بودیم همچون آفتاب
بی‌گره بودیم و صافی همچو آب
چون به صورت آمد آن نور سره
شد عدد چون سایه‌های کنگره
کنگره ویران کنید از منجنیق
تا رود فرق از میان این فریق

ب نظریه ایده‌آلیستی

این نظریه تنها به روان و درون انسان و رابطه انسان با نفس خودش‌ می‌اندیشد و آن را اصل و اساس می‌شمارد . این نظریه می‌گوید درست است که‌ تعلق و اضافه مانع وحدت و موجب کثرت است ، عامل تفرقه و متلاشی شدن‌ جمع است ، فرد را به تفرقه روانی و جامعه را به تجزیه گروهی می‌کشاند ، اما همواره " مضاف‌الیه " سبب تفرقه و تجزیه " مضاف " است نه " مضاف " سبب تفرقه و تجزیه " مضاف الیه " . " مضاف " به دست " مضاف‌الیه " قطعه قطعه می‌شود نه " مضاف الیه " . به دست " مضاف " اضافه و تعلق - اشیاء مال ، زن ، پست و مقام و غیره - به انسان سبب‌ قطعه قطعه شدن روان و تجزیه جامعه انسان نیست ، بلکه اضافه و تعلق درون‌ و قلبی انسان به اشیاء سبب تفرقه‌ها و تجزیه‌ها و بیگانگیهای انسان است . " مالکیت " انسان او را از خودش و جامعه‌اش جدا نکرده ، بلکه " مملوکیت " انسان او را از خودش و جامعه‌اش جدا ساخته است . آنچه " من " را از نظر اخلاقی و از نظر اجتماعی تجزیه می‌کند ، " مال من " " زن من " ، " پست و مقام من " نیست ، بلکه " من مال " و " من زن‌ " و " من پست و من مقام " است . برای اینکه " من " تبدیل به " به‌ ما " بشود ، قطع تعلق اشیاء به انسان ضرورت ندارد ، تعلق انسان به‌