جهان بینی توحیدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٧
ارواح بودن ملک الموت شرک است ؟ از نظر توحید در خالقیت این نظریه بدترین انواع شرک است ، زیرا به نوعی تقسیم کار میان خالق و مخلوق قائل شده است ، زیرا به نوعی تقسیم کار میان خالق و مخلوق قائل شده است ، کارهای ماوراءالطبیعی را قلمرو اختصاصی خدا و کارهای طبیعی را قلمرو اختصاصی مخلوقات خدا یا قلمرو اشتراکی خدا و مخلوق قرار داده است . قلمرو اختصاصی برای مخلوق قائل شدن عین شرک در فاعلیت است ، همچنانکه قلمرو اشتراکی قائل شدن نیز نوعی دیگر از شرک در فاعلیت است . برخلاف تصور رایج ، وهابیگری تنها یک نظریه ضد امامت نیست ، بلکه پیش از آنکه ضد امامت باشد ، ضد توحید و ضد انسان است . از آن جهت ضد توحید است که به تقسیم کار میان خالق و مخلوق قائل است و بعلاوه به یک نوع شرک ذاتی خفی قائل است که توضیح داده شد ، و از آن جهت ضد انسان است که استعداد انسانی انسان را که - او را از ملایک برتر ساخته و به نص قرآن مجید " خلیفة الله " است و ملائک مامور سجده به او - درک نمیکند و او را در حد یک حیوان طبیعی تنزل میدهد . بعلاوه تفکیک میان مرده و زنده به این شکل که مردگان حتی در جهان دیگر زنده نیستند و تمام شخصیت انسان بدن اوست که به صورت جماد در میآید ، یک اندیشه مادی و ضد الهی است و ما در آینده در بحث معاد درباره این مطلب بحث خواهیم کرد . تفکیک میان اثر مجهول و مرموز ناشناخته و آثار معلوم و شناخته شده ، و اولی را برخلاف دومی ماوراءالطبیعی دانستن ، نوعی دیگر از شرک است . اینجاست که به معنی سخن رسول اکرم ( ص ) پی میبریم