جهان بینی توحیدی

جهان بینی توحیدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠

گر تو صد سیب و صد آبی [١] بشمری
صد نماید یک شود چون بفشری
در معانی قسمت و اعداد نیست
در معانی تجزیه و افراد نیست
ماده را در عامل تفرقه و جمع انسان دانستن که با جمع آن ، انسان جمع‌ شود و با تفرقه آن ، متفرق ، با تقسیم آن ، انسان تقسیم شود و با یک شدن‌ آن ، یک و شخصیت اخلاقی و اجتماعی او را تابع و طفیلی وضع اقتصادی و تولیدی دانستن ، ناشی از نشناختن انسان و ایمان نداشتن به اصالت انسان و نیروی عقل و اراده اوست و یک نظریه ضد امانیستی است .
بعلاوه قطع تعلق اختصاصی اشیاء به انسان امری ناممکن است فرضا . در مورد مال و ثروت اجرا شود ، در مورد زن و فرزند و خانواده چه می‌توان کرد ؟ آیا می‌توان در آن زمینه اشتراکیت را مطرح کرد و به کمونیسم جنسی قائل‌ شد ؟ اگر ممکن است ، چرا کشورهایی که سالهاست مالیکت شخصی را در مورد ثروت الغاء کرده‌اند ، به نظام اختصاصی خانواده چسبیده‌اند ؟ فرضا نظام‌ اختصاصی فطری خانوادگی نیز اشتراکی شود ، پستها ، مقامها ، شهرتها ، افتخارها را چه می‌توان کرد ؟ آیا می‌توان اینها را نیز به طور یکسان تقسیم‌ کرد ؟ استعدادهای جسمانی و بدنی خاص افراد همچنین استعدادهای روانی و هوشی آنان را چه می‌توان کرد ؟ این تعلقات جزء لاینفک وجود هر فرد است و جداشدنی و برابر کردنی نیست .


[١] آبی یعنی گلابی .