جهان بینی توحیدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٩
عجزها ، فقرها ، و یا از سنخ هستیاند اما شریت آنها از آن نظر است که منشا نیستیها میگردند مانند زلزله ها ، میکربها ، سیلها ، تگرگها و امثال اینها . هستیهایی که منشا نیستیها میگردند ، شریتشان از نظر وجود اضافی و نسبی آنها به اشیاء دیگر است نه از نظر وجود فی نفسه آنها ، یعنی هر چیزی که شر است برای خود شر نیست ، برای چیز دیگر شر است . وجود حقیقی هر شیء ، وجود فی نفسه اوست ، وجود اضافی و نسبی او امری اعتباری و انتزاعی است و لازمه لاینفک وجود حقیقی اوست . ز . خیرات و شرور دو صف جداگانه و مستقل از یکدیگر را تشکیل نمیدهند ، بلکه شرور لوازم و اوصاف لاینفک خیرات میباشند . ریشه شروری که خود از سنخ نیستی میباشند عدم قابلیت قابلهاست و به محض قابلیت قابل ، افاضه وجود از ناحیه ذات واجب الوجود ، حتمی و لایتخلف است ، اما ریشه شروری که از سنخ نیستی نیستند ، لاینفک بودن و جدایی ناپذیری آنها از خیرات است . ح . هیچ شری ، شر محض نیست ، عدمها و نیستیها به نوبه خود مقدمه هستیها و خیرات و کمالاتاند ، شرور به نوبه خود مقدمه و پله تکاملاند . این است که گفته میشود در هر شری خیری نهفته و در هر نیستی ، هستیای پنهان است . ط . قانون و سنت : جهان هستی به حکم اینکه بر طبق نظام علی و معلولی جریان دارد و آن نظام - چنانکه گفته شد - کلی