جهان بینی توحیدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٦
میگیرد و اگر از اول توجه داشته باشد که معنی حکمت الهی این است که فعلش غایت دارد نه خودش ، و حکمت هر مخلوقی غایتی است نهفته در نهاد خود آن مخلوق و خداوند او را به سوی غایت ذاتی خودش میراند ، بسیاری از پرسشهایش پیشاپیش پاسخ خود را دریافت میکند . ب . اصل ترتیب : فیض الهی یعنی فیض هستی - که سراسر جهان را در بر گرفته - نظام خاص دارد . نوعی تقدم و تاخر و علیت و معلولیت و سببیت و مسببیت میان موجودات و مخلوقات حکمفرماست که غیر قابل تخلف است ، یعنی هیچ موجودی نمیتواند از مرتبه خاص خود تجاوز و تجافی کند و مرتبه موجودی دیگر را اشغال نماید . لازمه درجات و مقامات داشتن مراتب هستی این است که میان آنها نوعی اختلاف از نظر نقص و کمال و شدت و ضعف حکمفرما باشد . اختلاف و تفاوت به این معنی که لازمه مراتب هستی است ، تبعیض نیست که ضد حکمت و ضد عدل شمرده شود ، آنگاه تبعیض است که دو موجود قابلیت یک درجه معین از کمال را داشته باشند و به یکی داده شود و از دیگری دریغ گردد . اما آنجا که اختلافها و تفاوتها به قصورهای ذاتی برمیگردد ، تبعیض نیست . ج . اصل کلیت : اشتباه دیگر انسان که از مقایسه خدا با خودش پیدا میشود این است که انسان تصمیم میگیرد در زمان معین و مکان معین و - البته تحت شرایط حاکم معین خانهای - بسازد و میسازد یک مقدار آجر و گل و سیمان و آهن را که هیچ رابطه ذاتی با یکدیگر ندارند با یک سلسله پیوندهای مصنوعی به یکدیگر مربوط