جهان بینی توحیدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٥
حجمی خواهد شد ، بعلاوه ما خود کتابی به نام عدل الهی در همین موضوعات نگاشتهایم و مکرر چاپ شده و در دست است و راه حل این اشکالات را در آن کتاب ارائه دادهایم ، از ورود تفصیلی خودداری میکنیم و جویندگان را به آن کتاب ارجاع میدهیم . در اینجا فقط به ذکر اصولی چند که آشنایی با آنها زمینه حل اشکالات را به دست میدهد ، اکتفا میکنیم و نتیجه گیری را بر عهده خود خواننده محترم میگذاریم : الف . اصل غنا و کمال ذات حق : خدای متعال به حکم اینکه واجب الوجود علی الاطلاق است و فاقد هیچ کمالی و فعلیتی نیست ، هیچ کاری را برای رسیدن خودش به هدفی و کمالی و برای جبران کمبودی در خودش نمیکند ، کار او به معنی حرکت از نقص به کمال نیست . از این رو مفهوم حکمت درباره او این نیست که او در کارهای خود بهترین هدفها را برای خود و بهترین وسیلهها را برای رسیدن به هدفهای خود انتخاب میکند . حکمت با این مفهوم درباره انسان صادق است نه درباره خدا . حکمت الهی به معنی این است که کار او رسانیدن موجودات است به کمالات و غایات وجودشان . کار او ایجاد است که خود به کمال وجود ( از عدم ) رساندن است و یا تدبیر و تکمیل و سوق دادن اشیاء به سوی کمالات و خیرات آنهاست که نوعی دیگر از افاضه و تکمیل است . یک قسمت از پرسشها و ایرادها و اشکالها از قیاس خدا به انسان پدید آمده . غالبا هنگامی که سؤال میشود " فایده و حکمت فلان مخلوق چیست ؟ " پرسش کننده خدا را مانند مخلوقی که در کارهایش از مخلوقات و موجودات حاضر برای هدف خودش میخواهد بهره بگیرد ، در نظر