جهان بینی توحیدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٨
که فرمود : " راه یافتن شرک در اندیشهها و عقاید آنچنان آهسته و بیسر و صدا و بیخبر است که راه رفتن مورچه سیاه در شب تاریک بر روی سنگ سخت " . حقیقت این است که مرز توحید و شرک در رابطه خدا و انسان و جهان ، " از اویی " و " به سوی اویی " است . مرز توحید و شرک در توحید نظری " از اویی " است ( انا لله ) . هر حقیقتی و هر موجودی مادام که او را در ذات و صفات و افعال ، با خصلت و هویت " از اویی " بشناسیم ، او را درست و مطابق با واقع و با دید توحیدی شناختهایم ، خواه آن شیء دارای یک اثر باشد یا نباشد و خواه آنکه آن آثار جنبه مافوق الطبیعی داشته باشد یا نداشته باشد ، زیرا خدا تنها خدای ماوراءالطبیعه ، خدای آسمان ، خدای ملکوت و جبروت نیست ، خدای همه جهان است . او به طبیعت همان اندازه نزدیک است و معیت و قیومیت دارد که به ماوراءالطبیعه ، و جنبه ماوراءالطبیعهای داشتن یک موجود به او جنبه خدایی نمیدهد . قبلا گفتیم که جهان از نظر جهان بینی اسلامی ماهیت " از اویی " دارد . قرآن کریم در آیات متعددی عملیات اعجازآمیز از قبیل مرده زنده کردن و کور مادرزاد شفا دادن به برخی پیامبران نسبت میدهد ، اما همراه آن نسبتها کلمه " باذنه " را اضافه میکند . این کلمه نمایشگر ماهیت " از اویی " این کارهاست که کسی نپندارد انبیاء از خود استقلالی دارند . پس مرز توحید نظری و شرک نظری " از اویی " است . اعتقاد به وجود موجودی که موجودیتش " از او " نباشد ، شرک است . اعتقاد به تاثیر موجودی که موثریتش " از او " نباشد ، باز هم شرک است ، خواه اثر ، اثر مافوق الطبیعی باشد مثل خلقت همه آسمانها و زمینها و یا یک اثر کوچک بیاهمیت باشد