جهان بینی توحیدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٥
بخصوص در شفای بیماری و یا تاثیر داشتن مکان مخصوص برای استجابت دعا شرک است ، زیرا مستلزم اعتقاد به نیروی ماوراءالطبیعی در یک شیء است ، چه هر چه که طبیعی است ، شناختنی و آزمودنی و حس کردنی و لمس کردنی است . علیهذا اعتقاد به مطلق تاثیرات برای اشیاء شرک نیست ( آنچنانکه اشاعره پنداشتهاند ) بلکه اعتقاد به تاثیرات مافوق الطبیعی برای اشیاء شرک است . پس هستی تقسیم میشود به دو بخش : طبیعت و ماورای طبیعت . ماوراءالطبیعه قلمرو اختصاصی خداوند است و طبیعت قلمرو اختصاصی مخلوق او و یا قلمرو مشترک خدا و مخلوقات است . یک سلسله کارها جنبه ماوراءالطبیعی دارد از قبیل احیاء ( زنده کردن ) و اماته ( میراندن ) ، روزی دادن و امثال اینها و باقی کارهای عادی و معمولی است . کارهای فوق معمولی قلمرو اختصاصی خداست و باقی ، قلمرو مخلوقات او . این از جنبه توحید نظری . اما از جنبه توحید عملی هر نوع توجه معنوی به غیر خداوند یعنی توجهی که از طریق چهره و زبان توجه کننده و چهره و گوش ظاهری شخص مورد توجه ، نباشد بلکه توجه کننده بخواهد نوعی رابطه قلبی و معنوی میان خود و طرف مقابل برقرار کند و او را بخواند و متوجه خود سازد و به او توسل جوید و از او اجابت بخواهد همه اینها شرک و پرستش غیر خداست ، چون عبادت جز اینها چیزی نیست و عبادت غیر خدا به حکم عقل و ضرورت شرع جایز نیست و مستلزم خروج از اسلام است . بعلاوه انجام این گونه مراسم ، گذشته از اینکه انجام مراسم عملی عبادت است برای غیر خدا و عین اعمالی است که مشرکان برای بتها انجام میدادند ، مستلزم اعتقاد به نیروی ماوراءالطبیعی برای شخصیت مورد توجه ( پیغمبر یا امام ) است .