جهان بینی توحیدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٤
نسبتی است ( چنانکه معتزله احیانا چنین نظری داده اند ) قطعا شرک است . مخلوق در حدوث و بقا نیازمند به خالق است ، در بقا و در تاثیر همان اندازه نیازمند است که در حدوث . جهان عین فیض ، عین تعلق ، عین ارتباط ، عین وابستگی ، و عین " از اویی " است ، از این رو تاثیر و سببیت اشیاء عین تاثیر و سببیت خداوند است ، خلاقیت قوهها و نیروهای جهان - اعم از انسان و غیر انسان - عین خلاقیت خداوند و بسط فاعلیت اوست ، بلکه اعتقاد به اینکه نقش داشتن اشیاء در کار عالم شرک است ، شرک است ، زیرا این اعتقاد ناشی از این نظر است که ناآگاهانه برای ذات موجودات ، استقلالی در مقابل ذات حق قائل شدهایم ، و از این رو اگر موجودات نقشی در تاثیر داشته باشند تاثیرات به قطبهای دیگر نسبت داده شده است . پس مرز توحید و شرک این نیست که برای غیر خداوند نقشی در تاثیرات و سببیتها قائل بشویم یا نشویم . آیا مرز توحید و شرک اعتقاد به قدرت و تاثیر مافوق الطبیعی است ؟ یعنی اعتقاد به قدرت مافوق قوانین عادی طبیعت برای یک موجود ، اعم از فرشته یا انسان ( مثلا پیغمبر یا امام ) ، شرک است اما اعتقاد به قدرت و تاثیر در حد معمولی و متعارف شرک نیست . و همچنین اعتقاد به قدرت و تاثیر انسان از دنیا رفته نیز شرک است ، زیرا انسان مرده جماد است و از نظر قوانین طبیعی ، جماد نه شعور دارد نه قدرت و نه اراده ، پس اعتقاد به درک داشتن مرده و سلام کردن به او و تعظیم کردن و احترام کردن او و خواندن و ندا کردن او و چیز خواستن از او شرک است ، زیرا مستلزم اعتقاد به نیروی ماوراءالطبیعی برای غیر خداست . و همچنین اعتقاد به تاثیرات مرموز و نشناخته برای اشیاء ، مساله اعتقاد به تاثیر داشتن یک خاک