جهان بینی توحیدی

جهان بینی توحیدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤

است ، شرایط طبقاتی را عامل جبری یک فکر و یک عقیده نمی‌شمارد . و اگر شرایط طبقاتی جنبه زیربنایی داشته باشند و فطرتی در کار نباشد ، هر کسی‌ جبرا شاهین اندیشه‌اش و عقربه تمایلاتش به آن سو متمایل می‌شود که پایگاه‌ طبقاتی او اقتضا دارد . در این صورت ، اختیار و انتخابی در کار نیست ، نه فرعونها مستحق ملامت‌اند و نه ضد فرعونها شایسته تحسین و ستایش ، زیرا انسان آنگاه مستحق ملامت و یا سزاوار تحسین است که بتواند غیر آنچه هست‌ باشد - اما اگر نتواند جز آنکه هست باشد مثل سیاهی سیاهپوست و سفیدی‌ سفیدپوست - نه مستحق ملامت است و نه شایسته ستایش . ولی می‌دانیم که‌ انسان محکوم به اندیشه طبقاتی نیست ، می‌تواند بر ضد منافع طبقاتی خود شورش کند ، همچنانکه موسای بزرگ شده در تنعم فرعونی چنین شورشی‌ای بود .
این خود دلیل بر این است که مساله زیربنا و روبنا علاوه براینکه انسانیت‌ انسان را از او سلب می‌کند ، خرافه‌ای بیش نیست .
البته این به این معنی نیست که وضع مادی و وضع فکری در یکدیگر تاثیر ندارند ، از یکدیگر بیگانه و در یکدیگر غیر مؤثرند ، بلکه به معنی نفی‌ زیربنا بودن یکی و روبنا بودن دیگری است ، وگرنه این خود قرآن است که‌ می‌گوید : « ان الانسان لیطغی ان راه استغنی »[١] .
انسان وقتی که خود را بی‌نیاز و متمکن می‌بیند طاغی می‌گردد .
قرآن نقش خاص ملا و مترفین را در مبارزه با پیامبران و نقش خاص‌ مستضعفین را در حمایت آنها تایید می‌کند ولی به این


[١] علق / ٦و [٧]