جهان بینی توحیدی

جهان بینی توحیدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٣

صورت جدی به خود گرفت که نظام توحیدی ضد استثماری و ضد رباخواری اسلام‌ طلوع کرد . بت پرستان که بیشتر نابودی خود را می‌دیدند ، حرمت و قداست‌ معتقدات عامه را بهانه کردند . در آیات قرآن به این مساله و این نکته‌ فراوان اشاره شده است ، مخصوصا در داستان فرعون و موسی ، ولی چنانکه‌ می‌دانیم این مساله غیر از آن مساله است که به طور کلی نظم اقتصادی زیر بنای نظام فکری و اعتقادی است و هر نظام فکری واعتقادی عکس‌العمل جبری‌ نظام اقتصادی و اجتماعی است . آنچه مکتب انبیاء به شدت آن را نفی می‌کند این است که هر مکتب فکری‌ الزاما تبلور یافته خواستهای اجتماعی است که خود آن خواستها به نوبه خود زاییده شرایط اقتصادی می‌باشند . بنابراین نظریه که صددرصد نظریه‌ای‌ ماتریالیستی است ، مکتب توحیدی انبیاء نیز به نوبه خود تبلور یافته‌ خواستهای اجتماعی و مولود نیازهای اقتصادی زمان خودشان بوده است ، یعنی‌ رشد ابزار تولید منشا یک سلسله خواستهای اجتماعی شده است که می‌بایست‌ به صورت یک اندیشه توحیدی توجیه شوند . انبیاء پیشقراولان و در واقع‌ مبعوثان این نیاز اجتماعی و اقتصادی می‌باشند و این است معنی زیر بنای‌ اقتصادی داشتن یک فکر و عقیده و اندیشه و از آن جمله اندیشه توحید . قرآن به حکم اینکه برای انسان قائل به فطرت است و فطرت را یک بعد وجودی اساسی انسان می‌شمارد که به نوبه خود منشا یک سلسله اندیشه‌ها و خواستهاست ، دعوت توحیدی انبیاء را پاسخوگویی به این نیاز فطری می‌داند و برای توحید ، زیر بنایی جز فطرت توحیدی عمومی بشر قائل نیست . قرآن‌ به حکم اینکه برای انسان فطرت قائل