جهان بینی توحیدی

جهان بینی توحیدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٢

است ؟ آیا هر یک از این اندیشه‌ها انعکاس و نمایشگر وضع اجتماعی آن‌ مردم بوده است ؟ مثلا آنگاه که مردمی به دو اصل قدیم و ازلی و دو محور اصلی برای جهان قائل بوده‌اند ، از آن رو بوده که جامعه شان به دو قطب‌ مختلف تقسیم می‌شده است و آنگاه که به سه اصل و سه خدا معتقد بوده‌اند ، نظام اجتماعی‌شان نظام تثلیثی بوده است ؟ یعنی همواره نظام اجتماعی به‌ صورت یک اصل اعتقادی در مغز مردم انعکاس می‌یافته است و قهرا آنگاه که‌ اعتقاد توحیدی و یک اصلی جهان به وسیله پیامبران توحیدی مطرح شده است ، هنگامی بوده که نظام اجتماعی به یک قطبی گراییده است ؟ این نظریه از نظریه‌ای فلسفی منشعب می‌شود که ما در گذشته درباره آن‌ بحث کرده‌ایم و آن اینکه جنبه‌های روحی و فکری انسان و نهادهای معنوی‌ جامعه از قبیل علم و قانون و فلسفه و مذهب و هنر تابعی از نظامات‌ اجتماعی - بالاخص اقتصادی - اوست و از خود اصالتی ندارند . در گذشته به‌ این نظریه پاسخ داده‌ایم و چون برای فکر و اندیشه ، برای ایدئولوژی و بالاخره برای انسانیت اصالت و استقلال قائل هستیم ، اینچنین نظریات‌ جامعه شناسانه‌ای رابرای شکر و توحید ، بی‌اساس می‌دانیم . البته اینجا مساله دیگر هست که با این مساله نباید اشتباه شود و آن‌ اینکه گاهی یک نظام اعتقادی و مذهبی وسیله سوء استفاده در یک نظام‌ اجتماعی واقع می‌شود ، همچنانکه نظام خاص بت پرستی مشرکان قریش وسیله‌ای‌ برای حفظ منافع رباخواران عرب بود ، ولی گروه رباخوارن از قبل ابوسفیانها و ابوجهلها و ولید بن مغیره‌ها کوچکترین اعتقادی به آن بتها نداشتند و فقط برای حفظ نظام اجتماعی موجود از آنها دفاع می‌کردند . این‌ دفاعها عملا آنگاه