جهان بینی توحیدی

جهان بینی توحیدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨

نظر ، سخن از رام بودن و مسخر بودن انسان برای انسان به صورت طرفینی‌ است . در مفهوم کلمه " تسخیر " معنی اکراه و اجبار نیامده است ، مثلا عاشق‌ مسخر معشوق ، مرید مسخر مراد ، متعلم مسخر معلم و مردم عادی غالبا مسخر قهرمانان‌اند ، ولی مجبور نیستند . لهذا حکمای اسلامی هوشمندانه اصطلاح " فاعلیت بالتسخیر " را از " فاعلیت بالجبر " تفکیک کرده‌اند . البته‌ در هر اجباری رام کردن هست ، ولی هر رام کردنی اجبار نیست . در اینکه اصطلاح قرآن در مفهوم این کلمه این است شکی نیست ، ولی من‌ اکنون نمی‌دانم که این اصطلاح ، اصطلاح خاص قرآن است و قرآن برای تفهیم‌ یک حقیقت فوق العاده بدیع در جریان خلقت - که فعالیت قوای طبیعی از نوع فاعلیت تسخیری است نه جبری و نه به خود واگذاشته - به مفهوم اصلی‌ کلمه تبلور بخشیده است و یا قبل از قرآن هم این اصطلاح رایج بوده است . از اینجا معلوم می‌شود که تعبیر برخی کتب لغت مانند المنجد که تسخیر را به معنی تکلیف غیر بدون اجرت گرفته‌اند ، چقدر نارساست ! این لغویین‌ اولا این لغت را تنها در مورد رابطه اجتماعی و اختیاری انسانها به کار برده‌اند و ثانیا اجبار و اکراه را در مفهوم آن الزاما وارد کرده‌اند ، و حال آنکه قرآن در مورد رابطه تکوینی به کار برده بدون آنکه الزاما اجبار و اکراه را در مفهوم آن وارد کرده باشد . آیه مورد نظر ، رابطه تکوینی انسانها را در زندگی اجتماعی بیان می‌کند که " رابطه تسخیری عموم برای عموم " است و می‌توان گفت از نظر بیان‌ فلسفه اجتماعی اسلام ، مهمترین آیات است . " بیضاوی " در تفسیر معروفش و به پیروی او " علامه فیض "