جهان بینی توحیدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣
اثر طبیعی آن کارها را بگیرد . کشاورز کارهای کشاورزی را به عنوان سمبل و علامت و به عنوان ابراز یک سلسله مقصودها و احساسها انجام نمیدهد . همچنین یک خیاط در کارهای خیاطی . ما که از منزل به طرف مدرسه حرکت میکنیم از حرکت خود جز رسیدن به مدرسه نظری نداریم . نمیخواهیم با این کار خود یک منظور دیگر ابراز کرده باشیم . ولی برخی از کارها را به عنوان علامت یک سلسله مقصودها و ابراز نوعی احساسات انجام میدهیم ، مانند اینکه به علامت تصدیق سر خود را رو به پایین میآوریم و به علامت فروتنی ، دم در مینشینیم و به علامت تعظیم و تکریم شخص دیگر خم میشویم . بیشترین کارهای انسان از نوع اول است و کمترین آن از نوع دوم ، ولی به هر حال قسمتی از کارهای انسان از این نوع است که کاری برای ابراز مقصودی و نشان دادن احساسی صورت میگیرد . این نوع کار در حکم کلمات و الفاظ و لغات مستعمل و رایج است که برای افاده یک منظور و ابراز یک نیت به کار میرود . اکنون که این دو مقدمه دانسته شد میگوییم پرستش ، چه قولی و چه عملی ، یک کار " معنیدار " است . انسان با اقوال عابدانه خویش حقیقت بلکه حقایقی را ابراز میدارد و با اعمال عابدانه خود ، از قبیل رکوع و سجود و وقوف و طواف و امساک ، همان را میخواهد بگوید که با اذکار قولی خود میگوید .