جهان بینی توحیدی
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
جهان بینی توحیدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣
با همه مزایایی که از جهاتی دیگر دارد فاقد نیازهای سه گانه بالاست .
جهان بینی فلسفی
هر چند جهان بینی فلسفی دقت و مشخص بودن جهان بینی علمی را ندارد ، در عوض از آن نظر که متکی به یک سلسله " اصول " است و آن اصول اولا بدیهی و برای ذهن غیرقابل انکارند و با روش برهان و استدلال پیش میروند ، و ثانیا عام و دربرگیرندهاند ( در اصطلاح فلسفی از احکام موجود بما هو موجودند ) طبعا از نوعی جزم برخوردار است و آن تزلزل و بیثباتی که در جهان بینی علمی دیده میشود ، در جهان بینی فلسفی نیست ، و هم محدودیت جهان بینی علمی را ندارد . جهان بینی فلسفی پاسخگو به همان مسائلی است که تکیه گاههای ایدئولوژیها هستند . تفکر فلسفی ، چهره و قیافه جهان را در کل خود مشخص میکند . جهان بینی علمی و جهان بینی فلسفی ، هر دو مقدمه عملاند ، ولی به دو صورت مختلف . جهان بینی علمی به این صورت مقدمه عمل است که به انسان قدرت و توانایی " تغییر " و " تصرف " در طبیعت میدهد و او را بر طبیعت تسلط میبخشد که طبیعت را در جهت میل و آرزوی خود استخدام نماید ، اما جهان بینی فلسفی به این صورت مقدمه عمل و مؤثر در عمل است که جهت عمل و راه انتخاب زندگی انسان را مشخص میکند . جهان بینی فلسفی در طرز برخورد و عکس العمل انسان در برابر جهان مؤثر است ، موضع انسان را