جهان بینی توحیدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١
باقی وجود دارد ؟ و امثال این پرسشها . علم در پاسخ همه این پرسشها به " نمیدانم " میرسد ، زیرا نمیتوان اینها را آزمود . علم به مسائل محدود و جزئی پاسخ میدهد ، اما از تصویر کلی جهان ناتوان است . با یک تمثیل مطالب راتوضیح میدهیم : ممکن است فردی درباره تهران اطلاعات منطقهای و محلی داشته باشد ، مثلا جنوب تهران یا قسمتی از آن را دقیقا و مشخص بشناسد به طوریکه بتواند از حافظه خود خیابانها و کوچه ها و حتی خانههای آن منطقه را رسم کند ، دیگری منطقه دیگر را ، سومی و چهارمی و پنجمی مناطق دیگر را به همین ترتیب بشناسند بطوریکه اگر اطلاعات همه آنها را جمع آوری نماییم نسبت به جزء جزء تهران اطلاع کافی به دست میآوریم . ولی آیا اگر تهران را این گونه شناختیم ، تهران را از هر جهت شناخته ایم ؟ آیا میتوانیم به این وسیله یک تصویر کلی از تهران به دست آوریم که مثلا آیا تهران در مجموع خود چه شکلی دارد ؟ آیا به شکل دایره است ، مربع است ، به شکل برگ درخت است ؟ برگ کدام درخت ؟ منطقهها با یکدیگر چه روابطی دارند ؟ خطوط اتوبوسرانی که چند منطقه را به یکدیگر متصل میکند چه خطوطی است ؟ آیا تهران در مجموع خود شهری زشت است یا زیبا ؟ البته خیر . اگر بخواهیم اطلاعاتی در این زمینه پیدا کنیم ، اگر مثلا بخواهیم بفهمیم شکل تهران چه شکلی است ، آیا زشت است یا زیبا ، سوار هواپیما میشویم و از بالا با یک دید کلی همه شهر را میبینیم . این است که علم از پاسخ به اساسیترین مسائلی که برای جهان بینی لازم است ، یعنی برداشتهای کلی درباره مجموع و اندام