جهان بینی توحیدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠
اصول بدیهی اولی عقلی فرضیه و آزمون ارزش موقت دارد ، به همین جهت جهان بینی علمی یک جهان بینی متزلزل و بیثبات است و نمیتواند پایگاه ایمان واقع شود . ایمان پایگاه و تکیه گاهی محکم تر و تزلزل ناپذیرتر ، بلکه تکیه گاهی که رنگ جاودانگی داشته باشد میطلبد . جهان بینی علمی ، به حکم محدودیتی که ابزار علم ( فرضیه و آزمون ) برای علم جبرا به وجود آورده است ، از پاسخگویی به یک سلسله مسائل اساسی جهان شناسی که خواه ناخواه برای ایدئولوژی پاسخگویی قطعی به آنها لازم است ، قاصر است ، از قبیل : جهان از کجا آمده است ؟ به کجا میرود ؟ ما در چه نقطه و موضع از مجموع هستی هستیم ؟ آیا جهان از نظر زمانی ، اول و آخر دارد یا ندارد ؟ از نظر مکانی چطور ؟ آیا هستی در مجموع خود صحیح است یا غلط ؟ حق است یا پوچ ؟ زشت است یا زیبا ؟ آیا بر جهان سنتهای ضروری و لایتغیر حاکم است یا هیچ سنت غیر قابل تغییری وجود ندارد ؟ آیا هستی در مجموع خود یک واحد زنده و با شعور است یا مرده و بیشعور ، و وجود انسان یک استثناء و تصادف است ؟ آیا موجود ، معدوم میشود ؟ آیا معدوم ، موجود میشود ؟ آیا اعاده معدوم ممکن است یا محال ؟ آیا جهان و تاریخ عینا مو به مو - هر چند پس از میلیاردها سال - قابل تکرار است ( نظریه دور و کور ) ؟ آیا به راستی وحدت حاکم است یا کثرت ؟ آیا جهان تقسیم میشود به مادی و غیر مادی ، و جهان مادی بخشی کوچک از مجموع جهان است ؟ آیا جهان ، هدایت شده و بیناست یا کور و نابینا ؟ آیا جهان با انسان در حال داد و ستد است ؟ آیا جهان در برابر نیکی و بدی انسان عکس العملی نیک و بد دارد ؟ آیا پس از این حیات فانی یک حیات