وحی و نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٨
آفریده شده یا نشده ، مختار و آزاد است یا مجبور ، یک واقعیت انتخاب شده در طبیعت است و به تعبیر قرآن " اصطفا شده " و یا یک واقعیت تصادفی ، و یا جامعه مستقل از قوانین حاکم بر افراد قانون دارد یا ندارد ، قوانین حاکم بر جامعه و تاریخ چه قوانینی است و امثال اینها . ایدئولوژی بر پایه جهان بینی استوار است اینکه چرا باید اینچنین یا آنچنان بود یا زیست یا رفت یا ساخت باشد ، برای این است که جهان یا جامعه یا انسان چنین یا چنان است " چرای " هر ایدئولوژی در جهان بینیای که آن ایدئولوژی بر آن استوار است نهفته است و به اصطلاح ، ایدئولوژی از نوع " حکمت عملی " است و جهان بینی از نوع " حکمت نظری " هر نوع خاص از حکمت عملی مبتنی بر نوعی خاص از حکمت نظری است ، مثلا حکمت عملی سقراط بر اساس بینش خاصی است که سقراط از جهان دارد که همان حکمت نظری اوست ، و همچنین است رابطه حکمت عملی اپیکور و حکمت نظری او ، و همچنین دیگران . پس چرا ایدئولوژیها مختلف و متفاوت است ؟ چون جهان بینها مختلف است ایدئولوژی تابعی است از جهان بینی . از طرف دیگر ، جهان بینی که میتوان آن را جهان شناسی نیز تعبیر کرد ، چرا مختلف است ؟ چرا یک مکتب جهان را اینچنین میبیند و دیگری آنچنان ؟ یکی اینچنین میشناسد و دیگری آنچنان ؟ پاسخ به این پرسش چندان ساده نیست . برخی تا به اینجا میرسند فورا پای پایگاه اجتماعی و وضع طبقاتی را به میان میکشند ، مدعی هستند موضع طبقاتی و پایگاه طبقاتی به هر کس دید خاص میدهد و عینک خاص برای دیدن جهان به چشمش میزند ، رابطه