وحی و نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤
الف . گروهی معمولا در آثار و نوشته های خود با یک صغرا و کبرای ساده مدعی میشوند که نقش پیامبران منفی بوده است ، به این بیان که : جهت گیری پیامبران ، جهت گیری معنوی و ضد دنیایی بوده است ، محور تعلیمات پیامبران انصراف از دنیا و توجبه به آخرت ، پرداختن به درون و رها ساختن برون ، گرایش به ذهنیت و گریز از عینیت بوده است ، از این رو همیشه نیروی دین و مذهب و پیامبران که مظهر این نیرو بوده اند ، در جهت دلسرد کردن بشر از زندگی و به مثابه ترمزی برای پیشرفت بوده است و به این ترتیب نقش پیامبران در تاریخ همواره منفی بوده است . معمولا متظاهران به روشنفکری اینچنین اظهار نظر میکنند . ب . گروهی دیگر به نحوی دیگر نقش ارباب ادیان را منفی معرفی میکنند اینان برعکس گروه اول برای ارباب ادیان جهت گیری دنیاگرایانه قائل اند و جهت گیری معنوی آنان را فریبی و پوششی بر روی این جهت گیری میدانند و مدعی هستند این جهت گیری دنیا گرایانه همواره در جهت حفظ وضع موجود و به سود طبقه زبردست و علیه طبقه زیردست و در جهت مبارزه با تکامل جامعه بوده است مدعی هستند که تاریخ مانند هر پدیده دیگر حرکت دیالکتیکی دارد ، یعنی حرکت ناشی از تضاد درونی با پیدایش مالکیت ، جامعه به دو طبقه متخاصم تقسیم شد : طبقه حاکم و بهره کش ، و دیگر طبقه محروم و بهره ده طبقه حاکم همیشه طرفدار حفظ وضع موجود برای حفظ امتیازات خود بوده است و علیرغم تکامل جبری ابزار تولید میخواهد جامعه را در یک حال نگه دارد ، اما طبقه محکوم ، هماهنگ با تکامل ابزار تولید ، میخواهد وضع موجود را واژگون سازد و وضع کاملتری جانشین آن سازد . طبقه حاکم در سه چهره مختلف