وحی و نبوت

وحی و نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١

علم و حقیقت محسوس و مسلم عینی کارگر بوده است اما داستان محمد از این‌ قاعده مستثنی است وی در جامعه ای که تنها در بزرگترین شهر تجارتی و باز و پیشرفته اش هفت " خط نویس " بیش نبوده است و جز به " فخر و شمشیر و کالا و شتر و پسر " نمی‌اندیشیده است ، " معجزه " خویش را " کتاب " اعلام می‌کند و این خود یک معجزه است کتاب ! در کشوری که تاریخ‌ یک نسخه کتاب در آن سراغ ندارد ! خدایش به مرکب ، " قلم " و " نوشته " سوگند می‌خورد در میان مردمی که قلم را ابزار کار چند مرد زبون و عاجز و بی‌افتخار می‌دانند ، و این خود یک " معجزه " است کتاب تنها معجزه ای است که همواره می‌توان دید ، هر روز آن را معجزه آساتر می‌توان‌ یافت و تنها معجزه ای است که برخلاف دیگر معجزات ، هر که خردمندتر و دانشمندتر است و هر جامعه ای که پیشرفته تر و متمدن تر است ، اعجاز آن‌ را درست تر و عمیق تر خواهد یافت ، تنها معجزه ای است که اعتقاد بدان‌ تنها به معتقدان امور غیبی منحصر نیست و اعجاز آن را هر اندیشمندی‌ معترف است ، تنها معجزه ای است که نه برای عوام بلکه برای روشنفکران‌ است ، تنها معجزه ای است که برخلاف دیگر معجزات ، تنها برای تحریک‌ حس اعجاب و اعجاز بینندگانش نیست ، مقدمه ای و وسیله ای برای پذیرش‌ یک رسالت نیست ، برای تعلیم و تربیت گروندگان وی است ، خود هدف‌ پذیرش است خود رسالت است و بالاخره معجزه محمد از مقوله امور " غیر بشری " نیست گر چه یک عمل غیر بشری است ، و از این رو برخلاف معجزات‌ پیشین که تنها عاملی برای " باور " مردم به کار می‌رفت ( آن هم مردم‌ معدودی که آن را می‌دیدند ) و جز آن هیچ سودی نداشت ، معجزه محمد از نوع‌ عالی‌ترین استعداد