وحی و نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠١
مکتب . پس هر مکتب در درجه اول باید منطق خود را مشخص نماید . اسلام ، هر چند یک مکتب فلسفی نیست و با زبان و اصطلاح فلسفه و فلاسفه با مردم سخن نگفته است ، زبانی دارد مخصوص خودش که عموم طبقات به فراخور فهم و استعداد خود از آن بهره میگیرند ، ولی در لابلای مطالب خود درباره همه این مسائل سخن گفته است و این سخت حیرت آور است بطوریکه میتوان ایدئولوژی آن را به صورت یک دستگاه اندیشه عملی ، و بینشهای جهانی آن را به صورت یک حکمت نظری ، و نظریاتش را در باب معرفت و شناخت شناسی به صورت اصول یک منطق عرضه داشت . بدیهی است که در اینجا ما باید به اشاره ای اکتفا کرده و بگذریم تدوین ایدئولوژی و جهان بینی و شناخت شناسی اسلامی با توجه به نظریات ارزنده علمای اسلامی ، اعم از فقها و حکما و عرفا و سایر صاحبنظران ، چند جلد قطور خواهد شد در اینجا فقط فهرستی و لو ناقص عرضه میداریم ، باشد که در فرصتی دیگر تکمیل گردد . در اینجا که درصدد ترسیم خطوط اصلی نظریات اسلامی تحت عنوان مشخصات اسلام هستیم ، آنها را در سه بخش : مشخصات شناخت شناسی ، مشخصات جهان بینی و جهان شناسی و مشخصات ایدئولوژیکی فهرست میکنیم .
از نظر شناخت
. ١ آیا شناخت ممکن است ؟ این اول پرسش در این مساله است و همواره مطرح بوده و