وحی و نبوت

وحی و نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤

به وسیله ایدئولوژیهای بشری تنها به صورت منزل به منزل است ، یعنی تنها در هر منزلی می‌توان ( آن هم به ادعای آقایان ) منزل بعدی را مشخص کرد ، اما اینکه منازل بعد از این منزل کجاست و سر منزل نهایی چیست ، آیا اساسا سر منزلی وجود دارد یا ندارد ، هیچ معلوم نیست سرنوشت چنین‌ ایدئولوژیهایی روشن است . ای کاش علامه اقبال که کم و بیش مطالعاتی در آثار عرفا دارد ، و مخصوصا به مثنوی مولانا ارادت خاص دارد ، در آن نوشته ها بیشتر مطالعه‌ می‌کرد و به ملاک بهتری برای ختم نبوت دست می‌یافت عرفا به این نکته‌ دست یافته اند که نبوت از آن جهت پایان یافت که تمام مراحل و منازل‌ فردی و اجتماعی انسان و راهی که انسان باید بپیماید ، یکجا کشف گشت ، پس از آن هر بشری هر چه دریافت کند ، بیشتر از آن نخواهد بود ، ناچار محکوم به پیروی است . الخاتم من ختم المراتب باسرها . خاتم کسی است که همه مراتب را طی کرده و مرتبه طی نشده باقی نگذاشته‌ است . این است ملاک ختم نبوت نه رشد عقل تجربی جامعه اقبال اگر در آثار همان مردانی که به آنها علاقمند است ( از قبیل مولانا ) دقت و تعمق‌ بیشتری می‌کرد ، می‌دانست که وحی از نوع غریزه نیست ، روح و حیاتی است‌ برتر از روح و حیات عقلانی . مولانا می‌گوید :

غیر فهم جان که در گاو و خر است
آدمی را عقل و جانی دیگر است
باز غیر عقل و جان آدمی
هست جانی در نبی و در ولی