وحی و نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٧
هم میتوان با این معیارها تشخیص داد که فلان تعلیم از اسلام هست یا نیست . ما مدعی نیستیم که بتوانیم همه معیارها را در اینجا گرد آوریم ، ولی سعی میکنیم حتی المکان صورت جامعی از آنها ارائه دهیم . میدانیم هر مکتب و ایدئولوژی و هر دستگاه اندیشه که طرحی برای نجات و رهایی و کمال و سعادت بشر ارائه میدهد ، یک سلسله ارزشها عرضه میدارد و " باید " ها و " نباید " ها و " شاید " ها و " نشاید " ها در سطح فرد یا جامعه میآورد که باید چنین بود ، باید آنچنان شد ، باید چنین یا چنان ساخت ، باید فلان جهت را انتخاب کرد ، باید به فلان سو رفت و فلان هدف را تعقیب کرد ، مثلا باید آزاد و آزاده زیست ، باید شجاع و دلیر بود ، باید مدام و پیوسته رفت ، باید کامل شد ، باید جامعه ای بر اساس قسط و عدل ساخت ، باید در جهت قرب به حق پیش رفت ولی این " باید " ها و " نباید " ها متکی بر فلسفه خاصی است که آنها را توجیه مینماید ، یعنی اگر یک مکتب یک سلسله دستورها و فرمانها عرضه میدارد ، ناچار متکی بر نوعی فلسفه و جهان بینی درباره هستی و جهان و جامعه و انسان است که چون هستی چنین است و جامعه یا انسان چنان است ، پس باید اینچنین و آنچنان بود . جهان بینی یعنی مجموعه ای از بینشها و تفسیرها و تحلیلها درباره جهان و جامعه و انسان که جهان چنین است و یا چنان است ، اینچنین قانون دارد ، آنچنان پیش میرود ، فلان هدف را تعقیب میکند یا نمیکند ، مبدا دارد یا ندارد ، غایت دارد یا ندارد و امثال اینها ، و یا انسان چنین سرشت و طبیعتی دارد ، مثلا با فطرتی خاص