وحی و نبوت

وحی و نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٢

بر دوش خویش سوار می‌کرد ، آنها را می‌بوسید و اینها همه برخلاف خلق و خوی رایج آن زمان بود روزی در حضور یکی از اشراف ، یکی از فرزند زادگان‌ خویش حضرت مجتبی ( ع ) را می‌بوسید ، آن مرد گفت : من دو پسر دارم و هنوز حتی یک بار هیچ کدام از آنها را نبوسیده‌ام . فرمود : « من لا یرحم لا یرحم » [١] .
کسی که مهربانی نکند رحمت خدا شامل حالش نمی‌شود .
نسبت به فرزندان مسلمین نیز مهربانی می‌کرد آنها را روی زانوی خویش‌ نشانده ، دست محبت بر سر آنها می‌کشید گاه مادران ، کودکان خردسال خویش‌ را به او می‌دادند که برای آنها دعا کند اتفاق می‌افتاد که احیانا آن‌ کودکان روی جامه اش ادرار می‌کردند مادران ناراحت شده و شرمنده می‌شدند و می‌خواستند مانع ادامه ادرار بچه شوند او آنها را از این کار به شدت منع‌ می‌کرد و می‌گفت : مانع ادامه ادرار کودک نشوید ، اینکه جامه من نجس‌ بشود اهمیت ندارد ، تطهیر می‌کنم .

با بردگان

نسبت به بردگان فوق العاده مهربان بود به مردم می‌گفت : اینها برادران‌ شمایند ، از هر غذا که می‌خورید به آنها بخوارنید و از هر نوع جامه که‌ می‌پوشید آنها را بپوشانید ، کار طاقت فرسا به آنها تحمیل مکنید ، خودتان‌ در کارها به آنها کمک کنید می‌گفت : آنها را به


[١] مسند احمد ، ج ٢ ، ص . ٢٢٨