وحی و نبوت

وحی و نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٣

« ا فلم یسیروا فی الارض فتکون لهم قلوب یعقلون بها او اذان یسمعون‌ بها »[١] .
آیا در زمین سیر نمی‌کنند ( آثار گذشتگان را در زمین مطالعه نمی‌کنند ) تا دلهایی بیابند که با آن بیندیشند و گوشهایی بیابند که با آنها بشنوند ؟ و همچنین عقل و مبادی فطری عقلی را معتبر می‌شناسد و در استدلالهای خود به آنها تکیه می‌کند : « لو کان فیهما الهة الا الله لفسدتا »[٢] بگو اگر در ایندو ( آسمان و زمین = همه هستی ) خدایانی دیگر جز الله‌ می‌بود ، این نظام موجود نبود و تباه شده بود ( برهان تمانع ) .
و یا می‌گوید : « ما اتخذ الله من ولد و ما کان معه من اله اذا لذهب کل اله بما خلق و لعلی بعضهم علی بعض سبحان الله عما یصفون »[٣] .
خدا فرزند نگرفته و با او هرگز خدایانی دیگر نبوده ، که اگر چنین بود هر خدایی مخلوقات خویش را با خود به سویی می‌برد و برخی بر برخی دیگر برتری می‌یافتند خدا منزه است از آنچه اینان توصیف می‌کنند ( برهان‌ هماهنگی و وحدت جهتی نظام ) .
و همچنین قرآن قلب و دل را کانون یک سلسله الهامات و القائات الهی‌ می‌داند هر انسانی به هر اندازه که در پاک نگه داشتن و به سوی او کردن و تغذیه معنوی کردن این کانون از طریق توجه در


[١] حج / . ٤٦ [٢] انبیاء / . ٢٢ [٣] مؤمنون / . ٩١