وحی و نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٥
امتیاز قرآن از سایر کتب آسمانی و از احادیث قدسیه در این است که هم
عمل غیر بشری است یعنی وحی است و هم از مقوله امور غیر بشری ، یعنی در
حد اعجاز و قدرت مافوق بشری است . لهذا قرآن میگوید :
« قل لئن اجتمعت الانس و الجن علی ان یاتوا بمثل هذا القرآن لا یاتون
بمثله و لو کان بعضهم لبعض ظهیرا »[١] .
تفسیر دوم این جمله این است که معجزه محمد برخلاف معجزات سایر
پیامبران از قبیل عصا را اژدها کردن و مرده را زنده کردن که مقوله و تیپ
کار از مقوله و تیپ کار بشر نیست ، از مقوله کارهای بشری است ، چون از
نوع سخن و بیان و علم و فرهنگ است ، ولی عمل غیر بشری است ، یعنی در
حد مافوق بشری است ، از قدرتی غیبی و ماوراء الطبیعی سرچشمه میگیرد اگر
مقصود این باشد و باید هم همین باشد این خود اعتراف است به غیب ،
ماوراء الطبیعه ، خارق عادت ، و بالاخره آنچه " عجایب و غرایب "
خوانده شد پس چرا از اول ، برداشت ما از معجزه و خارق عادت ، برداشتی
از نوع برداشت از خرافه و امور نامعقول باشد ؟ آیا نمیبایست ما از اول
، حساب معجزه و خرق عادت را از حساب خرافات و اوهام جدا سازیم تا
افراد کم اطلاع ، از این برداشتها برداشت دیگری که خود ما هم نمیخواهیم ،
نکنند ؟ و اساسا چرا تعبیر معروف " کتاب پیامبر اسلام معجزه است " را
تغییر داده و بگوییم " معجزه پیامبر کتاب است " که قابل سوء تعبیرها
و سوء تفسیرها است ؟ !
[١] بگو اگر جن و انسان گرد هم آیند که مانند این قرآن را بیاورند ، نتوانند ، هر چند پشت به پشت یکدیگر بدهند و با یکدیگر همکاری نمایند . اسراء / . ٨٨